فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٠ - پژوهشى درباره ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى
كردهاند) در اظهار اين ديدگاه آغاز شد و فقيهان بزرگى همچون محقق بحرانى از اخباريها راه او را پى گرفتند، همچنان كه از مجتهدان بزرگ، صاحب جواهر اين نظريه را تقويت كرد، و بيش از او، صاحب مستند كه بر آن اصرار شديد مىورزد (گرچه مختار او، به تمام منطق بر ديدگاه ياد شده نيست).
و در پايان سده چهارم از هزاره دوم و هم در آغاز سده پنجم آن ديديم كه بحث و فحص در اين باب، عالمان فرهيخته را به سمت اين قول سوق داده است، همان گونه كه از سخنان مرحوم ميلانى و نيز بزرگان ديگرى كه در قيد حيات هستند، استفاده مىشود.
و با اين وجود، آنچه اهميت نخست را دارد بررسى دليلها و بحث و فحص كرد از آنها است تا ببينيم مقتضاى آنها چيست؟ از اين روى، از اين پس، بحث را در اين جهت آغاز كرده و پى مىگيريم.
خداوند در قرآن فرموده است: «درباره هلالها از تو پرس و جو مىكنند، بگو آنها زمانسنجهايى [ميقاتها[ هستند براى مردم و حج گزاردن.»
مىبينيم خداوند پاك و منزّه، هلال را زمانسنج مردم معرفى مىكند كه ايشان كارهاى خود را با آن منظّم مىسازند، همان گونه كه مشاهده مىشود، هلال از آن روى كه هلال است وقت شمار شمرده شده و روشن است كه هلال به اين معنى، عنوانى است براى ماه، در حالتى خاص كه همان خارج شدن از تحت الشعاع خورشيد باشد؛ بنا بر اين، ماه در اين حالتخاص كه قرار گيرد، نشانهاى است براى مردم، حتى اگر مردم آن را نبينند. پس خارج