فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٣ - پژوهشى درباره ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى
مطلب ياد ده از آن پرده بر مىدارند، از جمله: (٥٨)
«و از او (سعد بن عبداللّه) از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى از حريز از ابو اُسامه يا غير او كه گفته است: روزى بر فراز كوه ابوقُبيس رفتم در حالى كه مردم مشغول خواندن نماز مغرب بودند. خورشيد را ديدم كه هنوز غروب نكرده بود، بلكه تنها در پس كوه پنهان شده بود.
سپس با امام صادق(ع) ديدار كردم و ايشان را به آنچه گذشت واقف ساختم.
ايشان در جواب فرمودند: چرا چنين كردى، آنچه تو كردى كارى است ناپسند... تو تنها مسوءول مشرق و مغرب خود هستى و لازم نيست كه مردم در اين باب بحث و فحص كنند.» در اين جا نمىخواهيم از معناى حديث ياد شده بحث كنيم و اين كه آيا مىتوان از آن در مسأله مورد نظر استفاده كرد ؟ تنهانظر به اين بخش حديث است كه امام فرمودند: «تنها مشرق و مغرب تو بر عهده توست» و اين امر تكوينى است كه چارهاى از آن نيست، همان طور كه از معناى حديث «إنّما عليّ مشرقي و مغربي» نيز به دست مىآيد و اين امر [مسأله طلوع و غروب و نسبى بودن آنها [ هيچ ربطى به هلال ماه ندارد، بلكه هلال ماه عبارت است از خروج آن از تحتسيطره نور خورشيد و اين پديدهاى است كه چه بتوان آن را ديد يا نتوان، رُخ مىدهد و همين معنى مراد كسانى است كه گفتهاند: خروج ماه از تحت الشعاع خورشيد، داراى افراد بسيار نيست، بله تنها فرد و مصداقى يگانه دارد كه در عالم تكوين پا به عرصه وجود مىنهد، بدون اين كه تفاوت مناطق در بسيار شدن آن نقشى داشته باشند. اين درست به خلاف طلوع خورشيد است كه پيرو شرايط اقليمى هر منطقه
(٥٨) وسايل، ج٣، ص١٤٥.