فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٠
افزون بر اين، اصالة الحل و اصالة البرائه كه دلالت بر جواز دارند، جارى مىشوند.
اما انتقال خون در صورتى كه براى صاحب خون، زيان داشته باشد و يا قطع برخى از اعضا و وصل آنها به بدن ديگر، آيا جايز استيا نه، آنچه كه امكان دارد دليل بر جايز نبودن باشد عبارت است از:
١. اين عمل زيان بر بدن است و زيان بر بدن، حرام است.
پاسخ:
اوّلاً، ما در بحث تنظيم خانواده ثابت كرديم كه دليلى بر حرام بودن اضرار بر نفس نداريم، زيرا رواياتى كه دلالت آنها تمام است، از نظر سند ضعف دارند و رواياتى كه سند آنها تمام است، از نظر دلالت ناتمام هستند.
ثانياً، بر فرض اين كه بپذيريم زيان بر نفس حرام است، قطع اعضاى بدن با اجازه و رضايت صاحب آن براى قصد عقلايى زيان به شمار نمىآيد، همان گونه كه تبديل مالى به مال ديگر و بخشيدن آن به خاطر تحصيل غرض مادى و يا معنوى ضرر نيست.
٢. آيه {و لأضلّنّهم و لأمنيّنهم و لآمرنهم فليبتّكن آذان الآنعام و لامر نهم فليغيّرنّ خلق اللّه } ؛ (١٨)
«و هر آينه آنان را گمراه مىكنيم و در دلشان آرزوهاى باطل مىافكنيم و آنان را فرمان مىدهيم تا گوشهاى چارپايانشان را بشكافند و فرمان مىدهيم تا آفريده خدا را تغيير دهند»، دلالت بر حرام بودن دارد، زيرا تغيير خلق خدا از مواردى است كه شيطان پس از رانده شدن از درگاه ايزد منان بدان دستور مىدهد و بندگان الهى را بر آن تشويق مىكند. پس معلوم مىشود كه اين عمل، مورد غضب الهى است. بىگمان، قطع عضوى كه امكان رشد مجدّد و جايگزين شدن را ندارد، تغيير خلق خدا به شمار مىآيد، گرچه صدق تغيير، در قطع اعضايى كه امكان رشد و جايگزينى دارند، مثل قطع مو و ناخن مشكوك باشد.
(١٨) نساء، آيه ١١٧.