فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٩ - تحول موضوعات در فقه سيد مرتضى تقوى
نيست. منتهى يك عامل تعيين كننده در اين ميان «زمان آگاهى» فقيه است. اگر فقيه به زمان خويش آگاه باشد، به خوبى مىتواند از گنجينه غنى فقه، در خور شرايط زمان خود، استفاده كند. منظور از آگاه به زمان بودن، اين نيست كه فقيه بايد به تمام دانشهاى عصر خود احاطه داشته باشد؛ زيرا اين كار، نه ممكن است و نه مطلوب، بلكه مراد از آگاهى به زمان اين است كه فقيه، در فضاى فكرى و عملى زمان خود بينديشد و انديشهاش را به تناسب نيازهاى فكرى و عملى عصر خود سامان دهد. اجتهاد، ابزارى است در دست فقيه براى تطبيق دادن محتواى شريعت، با نيازهاى دگرگون شونده هر عصر. پويندگى و بالندگى اجتهاد، در گرو آگاهى به روح زمان و نيازهاى آن است. يكى از نمونههاى زمان آگاهى، همين مسأله مورد بحث ماست، يعنى در نظر گرفتن تحولى كه در موضوعات فقهى، به دنبال تحولات اجتماعى، پديد مىآيد. اگر فقيهى تأثير تحولات اجتماعى را در دگرگون كردن موضوعات فقهى ناديده بگيرد و همواره موضوعات عرفى و طبيعى را به همان صورتى كه در زمان تشريع وجود داشتند، در نظر آورد و در اين زمان نيز، در خورد ماهيتيا كاركردى كه همين موضوعات در آن زمان داشتند، فتوا دهد، هم در حقيقت امكان عملى شدن را از احكام شريعتسلب كرده است و هم آشكارا فقه را با رويدادهاى زندگى امروز، بيگانه ساخته است و امّا توجّه داشتن به تحول موضوعات، بويژه تحولى كه در كاركرد اجتماعى موضوعات رخ مىدهد و چندان هم محسوس نيست، بستر جريان فقه را در زندگى پر از تحول امروزى هموار مىسازد. مطالعه روشمند تحول موضوعات و گنجاندن آن در ساختمان انديشه فقهى، گامى اساسى در راه كارآمد كردن و امروزى شدن فقه است، زيرا در جهان امروز كه جهان تحولات است، دگرگونيهاى اجتماعى، سير شتابناكى دارند و شكل و شيوه زندگى هميشه و آن به آن در تحول و بلكه مىتوان گفت در سيلان است. شتاب تحولات در دوران معاصر به اندازهاى است كه برخى از جامعه شناسان سخن از پديدهاى به نام