فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١١ - تحول موضوعات در فقه سيد مرتضى تقوى
دگرگونى يك موضوع دگرگونى حكم آنرا در پى خواهد داشت. بررسى تحول موضوعات كه تا به حال كمتر به آن عنايتى شده است، همان مطلبى است كه در اين مقاله به طرح آن پرداخته شده است.
رو به رو شدن نظام فقهى ما با شرايط جديد زندگى و آشكار شدن مشكلاتى در اين باب، تنها شمارى اندك از متفكران دينى عصر ما را به چاره جويى واداشت، تا جايى كه در خاطر نگارنده هست، براى نخستين بار علاّمه اقبال لاهورى اين پرسش اساسى را مطرح كرد كه:«آيا فقه اسلامى قابل تحول و تطوّر هست؟» (٢)پاسخ او مثبت است و مىگويد:
«آزادگى روح اسلام على رغم محافظ كارى شديد مجتهدان ما، با پيدايش زندگى جديد ناچار كار خود را خواهد كرد...» (٣)
او، براى تحقق تحول در فقه بيشتر به امكان تغيير و تحول در روش استنباط اميد بسته است و با ارزيابى مجدد از منابع فقه، پيشنهادهايى را مطرح مىكند. سنجش ديدگاههاى اقبال در اين باره از حوصله اين نوشته بيرون است. هر چند اقبال در مطالعه خود كلّيت فقه اسلامى و تفكر فقهى را در نظر دارد، اما ذهن او همچنان محاط در فضاى فقهى اهل سنت است و نتوانسته از آن فضا بيرون جهد، از اين روى فقه شيعه با اين كه در مبنى و روش با فقه اهل سنت فرقهاى اساسى دارد و جوهر اجتهاد و انعطاف آن بسيار قوىتر از فقه اهل سنت است، در تحقيق او ناديده گرفته شده است. از اين روى، برخى از راه حلهاى او در مورد فقه شيعه مصداق ندارد.
يكى ديگر از متفكران دينى عصر حاضر كه گامى در جهت ايجاد سازگارى ميان نظام فقهى و شرايط جديد اجتماعى، برداشته، استاد شهيد مطهرى است. ايشان در بحثهاى مربوط به اسلام و مقتضيات زمان، به طرح اين مسأله پرداخته و راه حلهايى را ارائه داده است. استاد در طرح مباحثخود هم به راه نخست نظر دارند و هم به راه دوم. حاصل كلام ايشان در اين باره اين است كه سازگار شدن فقه با نيازهاى
(٢) احياى فكر دينى در اسلام، محمد اقبال لاهورى، ترجمه احمد آرام، ص١٨٧، كانون نشر و پژوهشهاى اسلامى، تهران، بى تا.
(٣) همان، ص١٨٨.