فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١ - فقه و زمان مکان سید محمود هاشمی
آصفى:در ابتداء توجه به دو نكته ضرورى است:
١. لازم است تعريفى از «زمان» و «مكان» داشته باشيم، تا بتوانيم در باره نقش زمان و مكان در اجتهاد گفت و گو كنيم. قطعاً، مقصود از زمان و مكان، مفهوم فلسفى آن دو نيست. ما از زمان و مكان چيزى نزديك به معناى تاريخ و جغرافيا مىخواهيم.
تاريخ: يعنى تراكم حوادث.اين تراكم، گاه ممكن است در مسير سازندگى باشد و گاه در مسير تخريب، ولى به هر حال، تاريخ عامل بزرگ تغيير به شمار مىرود.
جغرافيا: با محيط زيست انسانى و طبيعى سرو كار دارد، بنابراين، جغرافيا با مجموعه عواملى ارتباط دارد كه در زندگى انسان و طبيعت به گونهاى مؤثر باشد.
با اين حساب، زمان و مكانى كه مورد بحث ماست، دو عامل تغيير به شمار مىروند، نه ظرف تغيير، چنانكه در معنى فلسفى اين دو، زمان و مكان ظرف تغييرند.
٢. مقصود از تأثير زمان و مكان در اجتهاد، اين نيست كه روش اجتهاد در زمانها و مكانهاى مختلف، متفاوت باشد، گرچه حكمى كه استنباط شود يكسان باشد. هر چند اين سخن، به جاى خود درست است؛ زيرا بدون شك، راه و روش اجتهاد، به مرور زمان تكامل پيدا كرده است، بويژه با جدا كردن دليلهاى اجتهادى، از دليلهاى فقاهتى كه توسط دو فقيه بزرگ: وحيد بهبهانى و شيخ اعظم انصارى انجام گرفت و نظام اجتهادى تغيير محسوسى كرد و شكل تعارض دليلها و مقدم داشتن دليلى بر دليل ديگر، به گونهاى علمى، دقيق و حساب شدهاى حل شد.
بنابراين با اين كه «زمان و مكان» در بالا رفتن و تكامل روش اجتهاد نقش مؤثرى دارد، ولى مقصود امام از نقش زمان و مكان در اجتهاد اين نبايد باشد؛ زيرا برگشت اين سخن به اين معناست كه با گذشت زمان، علم فقه توانايى بيشترى براى پاسخ دادن به مشكلات زندگانى مردم پيدا مىكند، يعنى توانايى علمى فقيه در فهم حكم