فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨١ - پژوهشى درباره ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى
شدن ماه از حتشعاع نور خورشيد، تمام ماهيت هلال را تشكيل مىدهد، بدون اين كه به ديده شدن، يا به هر حالت ديگرى از حالات زمين، مقيّد شده باشد، همچون مقيّد شدن به ديدن آن از سوى ساكنان اين شهر، يا شهرى ديگر يا مقيّد شدن به اين كه مثلاً در زمان ده دقيقه پس از غروب يا نظير آن ديده شود، بلكه تمام معيار خود هلال است. آرى ديدن آن به منظور ترتيب دادن آثار و احكامش امرى ضرورى است و به طور قهرى اين ديدن در شهرى از شهرها خواهد بود. ليكن ديدنى بدون هيچ قيد و يا شرطى ديگر و اين مثل آن است كه ما بگوييم «انسان» و شخص سياهپوست آن را منطبق بر خود ببيند و اين گونه بينگارد كه لازم است انسان، سياهپوست باشد و همين طور در مورد انسان سفيدپوست و مانند آن، چه اين كه هر چند به ناچار هر انسانى انسانيّت را از دريچهاى خاص مىبيند، ولى اين به معنى قيد بودن دريچه ياد شده براى انسانيت نمىتواند باشد و ما به زودى به بحث از ديدن خواهيم پرداخت إن شاء اللّه تعالى.
در اين جا لازم مىبينم كه از غروب و طلوع، كه داراى احكامى خاص هستند، بحثى به ميان آيد، زيرا گاه ديده مىشود كه هلال به آنها سنجيده و با آنها مقايسه مىشود و چنين اظهار مىگردد كه هر شهرى داراى طلوع و غروب خاص خود است و بالا آمدن و فرو رفتن ]خورشيد [در شهرى ديگر به كار آن شهر ]نخست [ نمىآيد و مسأله هلال نيز،چنين است.
ولى چنين اظهار نظرى دور از واقعيت است، زيرا معيار طلوع و غروب، حركتخورشيد است، نسبت به هر نقطه از نقاط روى زمين و به