فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٣
صف مقدم جنگ با كفارند و بايد از سلاح استفاده كنند و يا غير اين، بويژه اگر پس از به دنيا آمدن چند فرزند اين كار صورت گيرد و معالجه نازايى درآينده امكان پذير باشد.
نتيجه: دليل بر حرام بودن عقيم ساختن انسان خود را دلالت ندارد و دليلها، از نظر كبرى، يعنى دلالت بر حرام بودن زيان به نفس و هم از نظر صغرى، يعنى اين كه عقيم كردن مصداق ضرر به نفس باشد، مورد اشكال است.
نويسنده در پايان، با تحقيق درباره چند امر، بحث از اين مسأله را به پايان مىرسانند:
١. برخى از فقها، بر حرام بودن نازا كردن، استدلال كردهاند به اين كه اين كار، مصداق ايجاد تغيير در خلقت الهى است و آن، برابر آيه:
{وَ لآ مرنّهم فليغيّرنّ خلق اللّه } ؛ (١٣)
«فرمانشان داديم تا آفريده خدا را دگرگون سازند.»
اين استدلال، نادرست است و بيان حضرت امام در تحرير الوسيله، ما را از بحث در اين باره بىنياز مىكند. (١٤)
٢. آيا در جلوگيرى از فرزنددار شدن، راضى بودن زن و شوهر لازم است، يا راضى بودن يكى كافى است. اما نسبت به اعتبار راضى بودن زن بر جواز جلوگيرى، دليلى نداريم، بلكه پيش از اين به اثبات رسيد كه مرد مىتواند نطفه خود را كنار بريزد.
و اما نسبت به راضى بودن مرد، ممكن است بگوييم راضى بودن او شرط است براى جواز جلوگيرى، به دليل آيه:
{نساوءكم حرثٌ لكم فأتوا حرثكم أنّى شئتم } (١٥)
«زنان شما كشتزار شمايند. به كشتزار خويش هر جا و هر گاه كه مىخواهيد در آييد.»
از اين آيه، استفاده مىشود زنان به منزله مزرعهاند براى شما و بىشك اختيار كشت و زرع در مزرعه، به اختيار مرد است. شاهد بر اين مطلب، دلالت صحيحه معمر بن خلاء است. (١٦)
٣. آيا حاكم شرع، مىتواند مردم را وادارد بر تنظيم خانواده؟
پاسخ اين پرسش مثبت است، زيرا
(١٣) نساء، آيه ١١٩.
(١٤) تحرير الوسيله، امام خمينى، ج٢، ص٥٦٣، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.
(١٥) بقره، آيه ٢٢٣.
(١٦) وسايل الشيعه، ج١٤، ص١٠٠، باب ٧٢ ،ح١.