فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - مرگ مغزى دكتر حميد سلطانعليان
اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه صلاحيت اعلام مرگ مغزى بايد در اختيار چه افرادى باشد؟
علاوه بر متخصصان بيماريهاى مغز و اعصاب و جراحان مغز و اعصاب،پزشكان ديگرى كه سابقه فعاليت در بخش مراقبتهاى ويژه و بخش اورژانس را داشته و در اين خصوص تجربه دارند، مىتوانند واجد چنين صلاحيتى باشند. در بعضى كشورها گفته مىشود كه دست كم دو پزشك بايد در مورد مرگ مغزى متفق القول باشند.
در صورتى كه استفاده از اعضاى بيمار مشكوك به مرگ مغزى جهت انجام پيوند مدنظر باشد، توصيه مىشود تيمى متشكل از متخصص مغز و اعصاب ، جراح مغز و اعصاب ،متخصص داخلى و متخصص بيهوشى تشكيل گرديده و وظيفه بررسى و اعلام مرگ مغزى را بر عهده بگيرند.
پس از تشريح موضوع «مرگ مغزى» و اينكه ازنظر علم طب بيمار دچار مرگ مغزى ،مرده تلقى مىشود و ادامؤ حيات نباتى او نيز وابسته به دستگاه تنفس مصنوعى است آن هم براى زمان كمى و با قطع اين دستگاه،اندامهاى بيمار توان ادامه حيات نخواهند داشت.اينك جاى اين پرسش است كه از نظر علم فقه بيمار دچار مرگ مغزى ،مرده به شمار مىآيد يا زنده؟پيامدهاى فقهى وحقوقى بسيارى براين مسأله مترتب است وپرسشهاى فراوانى را بر مىانگيزد،ازجمله آنكه آيا استفاده از اندامهاى چنين شخصى براى پيوند اعضاجايز است؟آيا قطع دستگاه تنفس مصنوعى دراين حالت به منزله قتل بيمار به شمار مىآيد؟وپرسشهاى ديگرى ازاين قبيل.
منابع :
١ ـ اصول نرولوژى ادامز (سال ١٩٩٧).
٢ ـ جراحى مغز و اعصاب يومن (١٩٩٦).
٣ـ اصول طب داخلى هاريسون (١٩٩٨).