فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - مرگ مغزى دكتر حميد سلطانعليان
در بيمار. (٦)
٢ .غير قابل بازگشت بودن عملكردهاى مغز:
دليل ايجاد حالت كما نبايد موارد قابل برگشتى همچون مصرف دارو و الكل، كاهش فشار خون يا كاهش دماى بدن باشد. بديهى است كه قبل از ارزيابى مرگ مغزى بايد اين موارد به دقت كنار گذاشته شوند.
٣.پايدار ماندن علائم مرگ مغزى:
زمان مشخصى جهت تحت نظر قرار دادن بيمار مشكوك به مرگ مغزى مورد نياز است كه در طول اين زمان علائم بيمار بايد ثابت و پايدار باقى بماند.
در مواردى كه علت از دست رفتن هوشيارى معلوم است (مثل خونريزى مغزى و يا ضربه مغزى)، تحت نظر قراردادن بيمار به مدت ٤٤ ساعت لازم است؛ براى مواردى كه علت كما مشخص نيست اين زمان حدود ٧٢ ساعت خواهد بود؛ براى كودكان اين زمان طولانى تر بوده و گاهى تا يك هفته طول مىكشد.
گاهى اوقات پس از ارزيابى بيمار با معيارهاى فوق ،همچنان پيرامون اعلام مرگ مغزى شك وجود دارد،در اين حالت انجام آزمايشهاى تأييد كننده ضرورت پيدا مىكند. ازجمله مهمترين اين آزمايشها مىتوان نواز مغزى (الكتروانسفالوگرام) و اندازه گيرى جريان خون در مغز را نام برد.
در الكتروانسفالوگرام ملاك توقف فعاليت مغز اين است كه چنانچه دو نوار مغزى به فاصله ٦ ساعت گرفته شود، هيچگونه امواج مغزى ثبت نگردد وخط صاف ترسيم شود.
در اندازه گيرى جريان خون مغز كه با روشهاى مختلفى انجام مىشود، كفايت خون رسانى به بافت مغز مورد بررسى قرار مىگيرد. نا كافى بودن جريان خون مغز باعث صدمات غير قابل برگشت به بافت مغز در عرض چند دقيقه خواهد شد، بنا براين اثبات عدم كفايت خون رسانى به مغز، تشخيص مرگ مغزى را مسجل مىكند.
(٦)بدين معنى كه اگر بيمار به مدت معينى از دستگاه تنفس مصنوعى جدا شود، تنفس در وى مشاهده نگردد.