ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥٨ - در بيان دلدارى دادن و دعوت بصبر و آرامش و بيتابى و زارى بهنگام مصيبت، و زيارت و ديدار از قبر مردگان، و نوحه كردن و به ماتم نشستن زنان
٥٢٥- على بن الحسين عليهما السّلام هر گاه جنازهاى را ميديد اين دعا را ميخواند:
«الحمد للَّه الّذي لم يجعلني من السّواد المخترم»[١] يعنى: حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه مرا در شمار مردگان قرار نداد.
٥٢٦- امام صادق ٧ فرمود: هنگامى كه ابراهيم فرزند رسول خدا ٦ وفات يافت (اين پسر از ماريه قبطيه بود كه در سال هشتم هجرت در مدينه متولّد شد و در سال دهم از دنيا رفت) پيامبر ٦ برسم زبان حال فرمود: اى ابراهيم بر مرگ تو اندوهگين هستيم ولى شكيبائيم، دل اندوه دارد و چشم ميگريد ولى ما چيزى نميگوئيم كه خداوند را بخشم آورد. (و او تنها پسر بود).
٥٢٧- و نيز آن حضرت فرمود: هنگامى كه خبر كشته شدن جعفر بن ابى طالب (طيّار) و زيد بن حارثه (پسر خوانده رسول خدا «ص») به پيامبر ٦ رسيد آن حضرت هر گاه بمنزل خود وارد ميشد گريهاش بر آن دو بسيار شدّت مييافت و ميفرمود: آن دو با من همصحبتى داشتند و انيسم بودند و هر دو با هم رفتند.
٥٢٨- و باز آن حضرت فرمود: همانا بلا و صبر براى رسيدن بمؤمن بر يك ديگر پيشى ميگيرند، بلا به او ميرسد در حالى كه مؤمن صبور و شكيبا است يا صبر پيش از بلا خود را به او رسانيده است، و همچنين بيتابى و بلا براى رسيدن بكافر بر يك ديگر
[١] دليل بر استحباب گفتن اين كلام است.