ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥٧ - در بيان دلدارى دادن و دعوت بصبر و آرامش و بيتابى و زارى بهنگام مصيبت، و زيارت و ديدار از قبر مردگان، و نوحه كردن و به ماتم نشستن زنان
مرسوم و معمول بوده است و معنى آنها اينست كه واى از خوارى و بيكسى، و واى كه مادرت به عزايت نشسته، و واى از اندوه و غم) و هر چه در باره او بگوئى (جز اينها) از خوبيهاى او راست گفتهاى.
٥٢٢- مهران بن محمّد از امام صادق ٧ روايت كرده كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه شخصى از دنيا رفت خداوند عزّ و جلّ فرشتهاى را نزد نالانترين و اندوهگينترين فرد نزديكان ميّت ميفرستد و آن فرشته دستى بر قلب او ميكشد و او سوز و گداز آن اندوه را فراموش ميكند و اگر چنين نبود دنيا هرگز آباد نميشد.
٥٢٣- رسول خدا ٦ فرمود: هنگامى كه فرزند شخص با ايمانى از دنيا ميرود خداوند تعالى با آنكه خود از هر كس داناتر است به آنچه بنده ميگويد از فرشتگان ميپرسد: آيا جان فرزند فلان مؤمن را گرفتيد؟ آنان عرض ميكنند: بلى، اى پروردگار ما، و خداوند ميفرمايد بنده مؤمن من در مقابل اين پيشامد چه گفت؟ آنان گويند: اى پروردگار ما او حمد تو را بجا آورده و گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ آنگاه خداوند عزّ و جلّ ميفرمايد: برايش خانهاى در بهشت بسازيد و آن را خانه «حمد» بناميد.
٥٢٤- هنگامى كه اسماعيل فرزند امام صادق ٧ وفات يافت آن حضرت برهنه پاى و بىكفش و رداء، از خانه بيرون آمده پيشاپيش تابوت روان گشت.[١]
[١] دليل است بر جواز بدون كفش و رداء تشييع كردن.