تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٣ - كليدهاى رؤيا
رؤياى پادشاه
[٤٣] زندان يوسف به قضاى الهى حدود ٧ سال- بنا بر آنچه در اخبار آمده- طول كشيد. آن گاه خداوند وسيلهاى براى رهايىاش پيش آورد يعنى رؤياى پادشاه.
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ- پادشاه گفت: در خواب هفت گاو فربه را ديدهام كه آنها را هفت گاو لاغر خورند و هفت خوشه سبز ديدم و هفت خوشه خشك.» وى از مشاوران بزرگ خود خواست تا اين خواب پيچيده را تعبير كنند.
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ- اى خاصّگان من! خواب مرا تعبير كنيد، اگر تعبير خواب مىدانيد.» [٤٤] امّا چون از تعبير فرو ماندند، گفتند خوابى آشفته و انديشههايى مخلّط است و حقيقتى ندارد.
قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ- گفتند: اينها خوابهاى آشفته است و ما را به تعبير اين خوابها آگاهى نيست.» «ضغث» مشتى يا بستهاى از هر چيز است و گفتهاند به معنى خلط (آميزه) است و نيز آوردهاند كه حلم ضدّ طيش (تاختن و تندى) و به معنى تأمّل و آرامش است و شايد حلم النّوم (خواب آشفته) از همين مفهوم گرفته شده كه مفهوم آرامش و سكون دارد. به نظر مىرسد كه «حلم» به جز «رؤيا» ست و آن خوابى ناشى از آثار نفس و خيالها و گمانهاى آن است.
كليدهاى رؤيا
[٤٥] رفيق زندانى يوسف كه از اطرافيان پادشاه بود، اكنون پس از زمانى به ياد تعبير خواب خود به وسيله يوسف افتاده است.
وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ- يكى از آن دو كه رها شده بود