تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - كيفر دزدى
[٧٣] برادران خود را از اين تهمت مبرّا دانستند و سوگند خوردند كه «آنان به قصد فساد و دزدى به مصر نيامدهاند بلكه چنان كه/ ٢٣٧ شواهد نشان مىدهد، براى دريافت آذوقه آمدهاند و سابقه دزدى نداشتهاند».
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ- گفتند: خدا را شما خود مىدانيد كه ما فساد كردن را در اين سرزمين نيامدهايم و دزد نبودهايم.» گفتهاند: برادران آنچه را دربارهاى خود يافتند به او باز گردانيدند و ادّعا كردند كه اشتباها دربارها گذاشته شده است، و نيز گفتهاند: چون برادران به مصر در آمدند براى رعايت دينى، دهن مركبها را بستند تا از كشت زار مردم نخورند و اين همه آنان را معتقد مىساخت كه ملك مصر و بزرگان به صالح بودنشان و نيز پاكى از تهمت سرقت يقين داشتند.
كيفر دزدى
[٧٤] يوسف پيش از پيدا شدن پيمانه از برادران پرسيد كه «كيفر دزد در دين آنان چيست»؟ و اين روش تازهاى بود كه مجرم پيشاپيش به كيفر دزد در صورت ثابت شدن اقرار كند.
قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ- كيفر آن چه خواهد بود اگر دروغگو باشيد.» [٧٥] كيفر دزدى نزد ملل مختلف به سبب اختلاف سطح زندگى آنها متفاوت بود و از سوى ديگر دزدى به هم زدن نظام اقتصادى موجود و قوانين اجتماعى حاكم است و بايد كيفر با آن نظام و قوانين متناسب باشد. در مصر آن زمان كه فراخى معيشت بود، سرقت خلاف عرف جامعه و كيفرش زدن و زندان بود، حال آن كه در فلسطين آن روز كه دچار قحط شده بود سارق را به اندازه دزديش به خدمت مىگرفتند، زيرا سرقت تجاوز به حقوق مردم بود و انگيزههاى اقتصادى داشت.
از اين روست كه ملك مصر جزاى سارق را بر حسب قانون كشور آنان