تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - برنامه زندان
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ- حكم جز حكم خدا نيست.» از سوى ديگر چون خداست كه داراى ولايت حقّه در جهان است، لازم مىآيد كه همو در عرصه قانون گذارى و سياست از طريق خليفه و رسول حاكم باشد.
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ- فرمان داده كه جز او را نپرستيد.» از اين رو كسى بى اجازه او حق سلطه ندارد و در اين مورد حكم اباحه نداده است چنان كه در نعمتهاى زمينى داده است و به تعبير فقهى اصل در نعمتهاى الاهى اباحه و حلّيّت است. آدمى در بهره بردارى آزاد است مگر آن كه نصّى به خلاف آن آمده باشد، امّا در سلطه اصل به عكس اين است، يعنى كسى از حاكميّت شخص ديگر نبايد اطاعت كند مگر آن كه نصّى آن سلطه را استوار كند.
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ- اين است دين راست و استوار، ولى بيشتر مردم نمىدانند.» اين دين راه درست زندگى است و كسى نبايد از ديگرى جز به اجازه خدا اطاعت كند و نبايد به دين طاغيان بگرود يا در برابر آنان خاموشى گزيند و نبايد حاكميّت فرعونها را بپذيرد يا به آن خرسند باشد. از اين جا در مىيابيم كه هدف اصلى آيه اين است كه دين همان سياست و سياست همان دين است.
امّا امروزه مىبينيم كه دين را از سياست جدا مىكنند. فرعون ايشان مىگويد: «دين در سياست راه ندارد و به عكس سياست را نيز در دين راهى نيست» و هامان ايشان مىگويد: «دولت مردان نبايد در دين مداخله كنند» و قارون ايشان اعلام مىكند كه «ما دولت مردانى را مىخواهيم كه در سياست مداخله نكنند».
بيشتر مردم در راه جدايى دين از سياست مىكوشند و اين امر به/ ٢٠٤ تأثير تبليغات دروغين و نيز به سبب اين است كه آنان مسئوليّتهاى دين و سياست را دشوار مىپندارند و مىخواهند به آداب و رسوم دينى كه آسان است بسنده كنند.
[٤١] يوسف پس از بيان حقايقى چند به دو رفيق زندانى خود، خواب آنان را تعبير كرد.