تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - مردم خود تغيير مىدهند
آن جا چيزى بود تا از آن بزرگتر باشد؟!»/ ٣٠٩ مرد گفت: «چه بايد بگويم؟» فرمود: «اكبر من ان يوصف». [١٠] «متعال» مسلّط بر همه چيز و برتر از آنها، به چيزى مانند نيست و چيزى مانند او نيست.
[١٠] سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ- براى او يكسان است از شما هر كه سخن به راز گويد يا به آشكارا، و آن كه در پرده شب پنهان مىشود و آن كه در روز به آشكارا مىرود».
چنان كه نهان و آشكار براى او برابر است، سخن نهفته و آشكار هم چنين است، و نيز خدا از كسى كه نهانى در شب يا آشكارا در روز مىرود آگاه است.
مردم خود تغيير مىدهند
[١١] لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ- آدمى را فرشتگانى است كه پياپى به امر خدا از رو به رو و پشت سرش مىآيند و نگهبانيش مىكنند».
فرشتگان پياپى در حفظ آدمى از افتادن در خطرها مىكوشند. در اين جا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر فرشتگان حفاظت مىكنند، چرا مىميريم، و چرا هر لحظه خطرهايى به ما روى مىآورد؟ امّا «مرگ» از آن روست كه وقتى اجل فرا رسيد فرشتگان نمىتوانند باز دارند و ميدان را خالى مىكنند، و امّا وقوع خطرها، پاسخ آن در آخر آيه است.
/ ٣١٠ در اين جا مىتوان پرسيد كه «آدمى با فرشتگان چه ارتباطى دارد كه او را حفظ مىكنند؟».
اوّلا: فرشتگان بندگان بزرگوار خدايند و از فرمان او سر نمىپيچند و آنچه را بگويد مىكنند.
[١٠] - تفسير صافى، ج ٣، ص ٢٢٨.