تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧١ - شالوده تمدن
از اسماء حسناى الهى و نيز از نعمتهاى بزرگ او «غفور» و «غفران» است. خداوند پاك در آمرزش خواهى و توبه را به روى مردم گشوده و به آنان اين توانايى را بخشيده كه به راه كج نروند و آثار تباهكاريهاى گذشته را پاك كنند، و همچنين اين امكان را داده است كه درباره پروردگار و سنّتهاى او صفحه جديدى باز كنند. از آيه مذكور دو نكته مىتوان استنباط كرد
١- تمدّن درخشانى كه امروز در برخى نقاط جهان به چشم مىخورد، به سبب نظامهاى حاكم بر آنها نيست. نه نظام سرمايهدارى مادّى و نظام سوسياليزم بىخردانه سبب پيشرفت امريكا، اروپا، ژاپن و يا روسيه و اروپاى شرقى نيستند.
كشورهاى بسيارى را در جهان سوم مىبينيم كه با آن كه از سرمايهدارى غرب يا از سوسياليزم و كمونيزم شرق تقليد كردند دچار عقب ماندگى شدند. مصر عبد الناصر در تقليدى كه از شرق (اتّحاد شوروى سابق) كرد، فرجام بدى داشت و همچنين مصر فاروق و انور سادات از تقليد سرمايهدارى جز بدى نديد. علّت اين است كه تقدّم به سبب نظام/ ٨٤ مادّى و حتّى جدايى دين از سياست يا بريدگى از ريشههاى تاريخى مانند آنچه تركيّه آتاتورك كرد نبود. تمدّن و تقدّم سبب ديگرى دارد و آن كوشش در راه آبادى زمين بر اساس التزام سنن صالحه خدا مانند كار و كوشش و تعاون و هميارى است و ما دام كه ملّتها به اين سنّتها پاى بند باشند دستآوردهاى آنان حفظ خواهد شد و هر گاه فخر فروشى، غرور و استثمار جايگزين آنها باشد، حصول دست آوردها به خطر خواهد افتاد. از اين رو مىتوان معتقد شد كه نظامهاى مادّى و عادات بىخردانه كه بر ملّتهاى پيشين حاكم بوده است موجب از دست رفتن دست آوردها و فساد تمدّن ايشان خواهد بود، و آغاز تباهى به اين است كه همه كوششهاى توده مردم به نفع سرمايه داران سلطهگر در غرب يا مستكبران حاكم در شرق به كار انداخته مىشود.
٢- مدنيّت انسان نخست با پيروى و عمل به سنّتهاى خدا از قبيل كوشش و تعاون آغاز مىگردد امّا سپس نقش اين سنّتها در پيشرفت جامعه فراموش مىشود و انسان به بتها روى مىآورد و چنين مىپندارد كه پيشرفت و رفاه از جانب