تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧ - پير پيامبران و قوم او
واقعيّت آن دو با مقايسه روشن مىشود. مؤمن همچون آدمى بينا و شنواست كه بر وفق خرد و هدايت الهى حركت مىكند حال آن كه كافر همچون كور و كر راه مىرود.
/ ٤٣ «مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا أَ فَلا تَذَكَّرُونَ- مثل اين دو گروه كور و كر و بينا و شنواست، آيا اين دو به مثل برابرند، چرا پند نمىگيريد؟» در اين باب به بحث بيشتر نيازى نيست، حقيقتى آشكار و شناخته شدهاى است كه مىتوان دريافت.
پير پيامبران و قوم او
[٢٥] قرآن در ضمن مثلهاى بسيار به مقايسه دو گروه (مؤمن و كافر) و فرجام كار آنان مىپردازد و حقايق ديگرى نيز بيان مىدارد كه در آغاز سوره ياد آورى كرده است.
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ- و نوح را بر مردمش به پيامبرى فرستاديم گفت من براى شما بيم دهندهاى آشكارم».
از تدبّر در اين آيه در مىيابيم كه نوح به سوى قومى كه خود از آنان بود، فرستاده شده و اين امر در رسانيدن پيام الهى به جا و بيانگر دورى از تعصّب بود. از سوى ديگر مهمترين اصل دعوت او «بيم دادن» بود كه اثرش در دلها بيشتر است، زيرا در فطرت آدمى دفاع از ذات و گريز از هر بلا و گرفتارى احتمالى نهاده شده و طبيعت دفاع از ذات در او قوىتر از جلب منفعت است.
[٢٦] خلاصه دعوت نوح و هدف رسالت او پرستش خداى يگانه و نفى شرك بود و چون بتها برانداخته مىشد، سلطه سياسى و اجتماعى مشركان و نيز سامان امور اقتصادى و فرهنگى و هر آنچه بر پايه بت پرستى استوار شده بود، از ميان مىرفت.