تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - جامعهاى غوطه ور در فساد
بزرگوار است». در اين اثنا زليخا به سخن در آمد و به عتاب آنان پاسخ داد و گفت
«همين بود كه درباره آن ملامتم مىكرديد و من به سبب زيبايى فوق العادهاى كه يوسف دارد از او همبسترى خواستم، امّا او نپذيرفت و اگر امتناع كند زندانى مىشود و به خوارى مىرسد». يوسف از تهديد او نهراسيد و گفت: «زندان براى من از ارتكاب به عمل قبيح پسنديدهتر است». آن گاه از حيله زنان به خدا پناهنده شد و به ضعف بشرى خود در برابر فتنه زنها اعتراف كرد و بر اين باور بود كه بى حمايت و توفيق الاهى و بى آن كه خدا حيله زنان را از او بردارد قادر به كارى نيست.
خداست كه دعاى بندگان را مىشنود و به آنچه در ضميرشان است داناست.
/ ١٩٢ بدينسان يوسف در برابر فتنه زنان مصر در آن روزگار كه فساد جنسى دامنگير زنان شده بود، به خدا توسّل جست.
شرح آيات
جامعهاى غوطه ور در فساد
[٣٠] پيداست كه جامعه مصرى در آن روزگار دچار فساد همگانى شده بود و قضيّه يوسف فساد شديد جامعه را رسوا مىكرد چنان كه گويى پشهاى پشت شترى سنگينبار از گناه را شكسته باشد. در مجالس خود از فساد جنسى گفتگو مىكردند تا آن كه خبر فساد خواهى زن عزيز از يوسف كه غلام و خادم او بود همچون آتشى كه در گياه خشك زده باشند انتشار يافت.
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ- زنان شهر گفتند: زن عزيز خواستار تن غلام خود شده است.» يعنى از غلام خود كه در خانه او كار مىكند خواسته است كه با او زنا كند.
قَدْ شَغَفَها حُبًّا- و شيفته او گشته است.» عشق يوسف او را شيفته كرده و بر دلش چيره شده است. امّا اگر جامعه از فساد جنسى پاك باشد به شيوع فساد و زشت كارى و نيز پراكندن خبرهاى فساد راضى نمىشود.