تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - مرحله دوم
[٢٨] امّا دشمن شدن جانّ با انسان داستان ديگرى دارد و از آن جا آغاز مىشود كه خداوند به فرشتگان اعلام كرد كه بشرى مىآفريند.
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- و پروردگارت به فرشتگان گفت: مىخواهم بشرى را از گل خشك و لجن بويناك بيافرينم.» و طبيعت اين آفرينش را- چنان كه در سوره بقره آمده است- به فرشتگان شناسانيد كه ما دام كه از خاك است ناچار در زمين تباهى خواهد كرد.
مرحله دوم
[٢٩] امّا خداوند به فرشتگان اعلام كرد كه انسان طبيعت ديگرى نيز دارد و آن روح الاهى اوست كه بدان شايسته سجود و خضوع است.
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ- چون آفرينشش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم در برابر او به سجده بيفتيد.» مىتوان گفت كه «تسويه» تكامل همه اعضا و تعادل غرايز است و اين مرحله پيش از مرحله دميدن روح است.
[٣٠] ملائكه كه ارواحى مطيع خدايند و به امر پروردگار كارگزارى امور آفرينش را بر عهده دارند به آدم سجده كردند چرا كه روح الاهى در او دميده شده بود.
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ- فرشتگان همگى سجده كردند.»/ ٤٥٩ چنان كه از آيهاى در سوره بقره در مىيابيم فرشتگان به قواى طبيعت كه در تسخير انسان است اشاره مىكنند حال آن كه قوهاى در طبيعت باقى مانده بود و آن قوه نفسانى است كه زير سلطه ابليس است.
[٣١] از اين رو ابليس عمدا به جمع ساجدين نپيوست و بر اين نافرمانى اصرار كرد.
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ- مگر ابليس كه از