تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٩ - مؤمنان به بهشت در آمدند
چگونه قطعه چوبى كه گذشت سالها آن را فرسوده باشد بر پا تواند ايستاد؟! چگونه زمانه دگرگون مىشود در حالى كه سلطان آن را تباه كرده است؟ تو چيستى و چه مىتوانى بكنى؟! روز قيامت شيطان اعتراف مىكند كه اين سخنانى كه گفته است فريب كارى بوده و اراده انسان است كه واقعيّت را مىسازد و نيرو و قدرت تنها از خداست و كافران را پناه نمىدهد و خود نياز به پناه ندارد.
ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ- نه من فريادرس شمايم، نه شما فريادرس من. از اين كه مرا پيش از اين شريك خدا كرده بوديد بيزارم.» شيطان مىگويد: «نه من فريادرس شما هستم و نه شما فرياد رس من هستيد. من منكر «اشراك» شما هستم». «اشراك» يعنى اعتقاد به اين كه كسى يا چيزى بجز خدا معبود نامغلوب است، و چنين معبودى وجود ندارد، بلكه همه چيز منقاد خدا و نيز كسى است كه بر او توكّل كند.
إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ- زيرا براى ستمكاران عذابى است دردناك.» اساس توجيهات سلب اراده بشر و بزرگ جلوهدادن عوامل بيرونى است.
نشانه آشكار توجيه سلب مسئوليت فرد در برابر گناهان است. از اين رو شيطان تأكيد مىكند كه روز قيامت ستمكاران دچار عذابى دردناك خواهند بود. پس هرگز از مسئوليات خود نمىتوانند بگريزند.
مؤمنان به بهشت در آمدند
[٢٣] امّا مؤمنان پاداش كردارهاى نيكوى خود را از خدا مىگيرند. اينان وعدههاى يكديگر را تصديق كردند و از اين رو به يكديگر القاء سلام مىكنند، به عكس گروهى كه به يكديگر لقبهاى بد دادند و از يكديگر تبرّى جستند.
/ ٤٠١ وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا