تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - حقيقت قرآن
الرّحمن الرّحيم». گفتند: «رحمان نبايد نوشت. ما چه مىدانيم رحمان چيست؟
باسمك اللّهمّ مىنويسيم». اين آيه نازل شد كه وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ.
قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ- بگو اوست خداى من كه خدايى نيست جز او».
همين «رحمان» است كه كافران او را انكار مىكنند. خدايى جز او نيست ربّ الأرباب است، بى همتا و بى مثل است.
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ- بر او توكّل كردم».
درباره دعوت شما به سوى حق با انكارى كه مىكنيد به خدا اعتماد كردم.
وَ إِلَيْهِ مَتابِ- و بازگشت به سوى اوست».
و بازگشت من به سوى اوست.
حقيقت قرآن
[٣١] وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً- اگر قرآنى توانسته بود كه كوهها بدان به جنبش آيند يا زمين پاره پاره شود يا مردگان را به سخن آرد جز اين قرآن نمىبود كه همه كارها از آن خداست».
كافران از پيامبر معجزاتى خواستند و پيامبر تأكيد كرد كه قرآن معجزه بزرگ است. آن گاه چنين استدلال كردند كه اگر اين قرآن كه معجزه است چنان بود كه به وسيله آن كوهها به حركت در مىآمدند و از پيرامون ما (پيرامون مكّه) مىرفتند تا مىتوانستيم زراعت كنيم يا به وسيله آن طىّ الأرض صورت مىگرفت چنان كه سليمان به وسيله بادها مسافات را مىپيمود/ ٣٤٥ يا مردگان به سخن در مىآمدند چنان كه موسى و عيسى با مردگان سخن گفتند، امّا در صورتى كه اين معجزات صورت مىگرفت آيا آنها را باور مىكردند؟ نه، هدف آنان كارشكنى و مخالفت با رسالت است و از اين رو خدا چنين معجزاتى را انجام نمىدهد. قرآن مجيد به همه اين امور خارق العاده قادر است به شرط آن كه آدمى بداند كه از آن چگونه بهرهور شود،