تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧ - از قوم تو جز كسانى كه گرويدند ديگر كسى ايمان نخواهد آورد
نمىتوانند بگريزند.
«قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ- گفت خداست كه اگر بخواهد آن وعده را آشكار مىكند و شما از آن نتوانيد گريخت.» و اين نشانه مهمّ ديگرى در رسالتهاى آسمانى است كه پيامبران به نفع خود ادّعايى ندارند و مردم را يادآور مىشوند كه آنان فقط نقش مبلّغ دارند، و كار به دست خداست.
/ ٥٤ [٣٤] در تأكيد اين حقيقت نوح يادآورى مىكند كه خير خواهى و اندرز جز به اجازه خدا سودى نمىبخشد، زيرا هدايت و ضلالت تنها به فرمان و اجازه اوست، و هر گاه كسى به نعمت عقل ناسپاسى كند، خداوند آن را از وى مىگيرد و در نتيجه از نصيحت سودى نمىبرد.
«وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- و اگر خدا خواسته باشد كه گمراهتان سازد اگر من بخواهم شما را اندرز دهم اندرزم سود نخواهد كرد. اوست پروردگار همه شما و همه بدو باز مىگرديد.» «غىّ» نادانى ناشى از اعتقاد فاسد است. توضيح آن كه نادانى گاهى در انسانى پيدا مىشود كه نه اعتقاد خود دارد و نه اعتقاد بد، و گاهى در اعتقاد به امرى فاسد است و اين نوع دوم را «غىّ» خوانند، و اين غىّ گاهى بدان جا منتهى مىشود كه خدا نعمت عقل را از بشر مىگيرد و او باطل را حق مىپندارد و به آن معتقد مىگردد.
[٣٥] همه رسالتهاى خدا چنين است. رسالت نوح با آنچه به محمّد (ص) نازل شد يكى است و همه از جانب خداست. پيامبر مىداند دامنه خيانت كسى كه به خدا افترا مىبندد تا چه حدّ است! امّا آن كه هدايت را نمىپذيرد گناه او نيز ساده نيست، و اين كه كسى موضوع را سهل بينگارد و رسالت پيامبر را به مجرّد احتمال دروغ بودن آن نپذيرد گناه بزرگى را مرتكب شده است.
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرامِي وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا