تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٣ - رهنمودهايى از آيات
است كه عقل گرانبهاترين چيز در انسان است و لبّ يعنى برگزيده.
/ ٢٧٠
قصّه عبرت آموز
رهنمودهايى از آيات
از قصّه يوسف عبرتى مجسّم در طبيعت بشرى كه با حق مىستيزد ماند.
به رغم علاقه پيامبر گرامى و اصحاب حق بيشتر مردم مؤمن نيستند و رسالت را آسيب و زيان مىدانند حال آن كه رسالت يادآورى و راهنمايى به حقيقتى است كه از آن غافلند. چه قدر نشانههاى آفرينش در آسمان و زمين وجود دارد كه پيش چشم آنهاست بى آن كه از آنها بهره ببرند، بلكه رو مىگردانند. بيشتر آنان ايمانى آميخته به شرك دارند كه نتيجتا ايمان درست نيست. روشن نيست كه آيا در برابر عذاب الهى امان نامه گرفتهاند، عذابى كه فراگير و ناگهانى است و در وقتى مىآيد كه آنان آگاه نمىشوند.
امّا پيامبر به راه روشن دعوتشان مىكند كه دعوت به سوى خداست. وى و پيروانش در اين راه با بينش كامل گام بر مىدارند يعنى بينش بيگانه پرستى و پاك دانستن خدا از هر نوع از انواع شرك.
پيش از اين هم رسالت خدا چنين بود. از مردم كسانى را به پيامبرى بر انگيخت تا ديگران را به توحيد فرا خوانند. چرا اينان در شهرها سير نمىكنند تا پايان كار گذشتگان را ببينند و نيز بدانند كه براى پرهيزگاران خانه آخرت/ ٢٧١ بهتر است؟ چرا با وجود روشنى حقيقت آن را در نمىيابند؟! پروردگار جهان پيامبرانى براى تبليغ پيام الهى فرستاد امّا مردم نپذيرفتند تا آن جا كه پيامبران نوميد شدند و گمان كردند كه به آنان وعده دروغ داده شده