تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٠
برخهنگران در ترازوى سنجش
[٨٩] به همان ميزان كه پيامبر به مؤمنان اهتمام مىورزد، كافران را به حال خود مىگذارد و به بيم دادن بسنده مىكند، زيرا ايمان يا كفر بايد با آزادى كامل فرد باشد.
وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ- و بگو من بيم دهندهاى روشنگرم».
[٩٠] پيامبر همه مردم را با كيفرى سخت بيم مىدهد اگر قرآن را ترك كنند يا به پارههايى تقسيم كنند و بخشى را كه با خواهش نفس مخالف باشد رها سازند.
كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ- همانند عذابى كه بر تقسيم كنندگان نازل كرديم».
يعنى بر ايشان عذاب فرو مىآورد.
[٩١] امّا «مقتسمين» كسانى هستند كه در دين دچار تفرقه شدند و ايشان
/ ٤٨٩ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ- آنان كه قرآن را به اقسام تقسيم كرده بودند».
قرآن را به پارهها تقسيم كردند. «عضين» جمع «عضه» از ريشه «عضو» (اعضاء). «عضيت الشيء» يعنى پاره پاره كردم، پراكنده نمودم.
اين مقتسمين چه كسانىاند؟ برخى گفتهاند: يهوديان و مسيحيان پيش از اسلاماند كه در دين دچار تفرقه گرديدند و فرقه فرقه شدند، هر گروهى به آنچه داشتند شادمان بودند و مراد از قرآن كتاب آسمانى است.
برخى ديگر بر آنند كه مراد از طايفه قريش است كه قرآن را به پارههايى تقسيم كردند و گفتند: «اين سحر است، آن دروغ است، آن ديگر شعر است».
آنان در نواحى مكّه به بازگرداندن مردم از قرآن مىپرداختند. خدا عذابشان كرد و همه را هلاك نمود.