تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٣ - مهمان ابراهيم
[٤٨] رابعا: نيازى نيست كه خود را دچار رنج يا ترس از آينده كنند.
لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ- هيچ رنجى به آنها نمىرسد و كسى از آن جا بيرونشان نراند».
/ ٤٦٨ «نصب» يعنى رنج، و شايد در اين جا مراد رنجى باشد كه با ترس از آينده مرتبط است. زيرا بيشترين رنج مردم ناشى از حرص به دنيا و ترس از آينده است.
[٤٩] اين كه پروردگار جهان مىگويد بخشنده و مهربان است و با سخنانى سرشار از لطف و مهربانى اعلام مىكند كه
نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ- به بندگانم خبر ده كه منم آمرزيده و مهربان».
چه اندازه در جان آدمى كه گرفتار ترس از آينده مجهول است و از پىآمدهاى خطاها و گناهان بيم دارد، آرامش پديد مىآورد! خداوند به كسانى، كه آنان را بندگان خود مىخواند، رسما اعلام مىكند كه آفرينش آنان براى لطف و رحمت به ايشان بوده است، چرا كه وى بخشنده است.
[٥٠] ليكن در عين حال بجاست كه از عذاب خود بيمشان دهد.
وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ- و عذاب من عذابى درد آور است».
مهمان ابراهيم
[٥١] شاهد اين امر قصّه مهمان ابراهيم است: فرشتگان در حالى كه حامل فرمان عذاب براى قوم لوط بودند به ابراهيم مژده آوردند.
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ- و از مهمانان ابراهيم خبردارشان كن».
[٥٢] إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ- آن گاه كه بر او داخل شدند و گفتند: سلام. ابراهيم گفت: ما از شما مىترسيم».
ابراهيم اظهار كرد كه از آنان مىترسد، شايد از آن رو كه در زمانى غير مناسب آمده بودند يا آن كه از طعام او نخورند و عادتا هر كه در خانهاى طعام بخورد، به جهت نمك شناسى آزارى به اهل آن خانه روا نمىدارد و اگر نخورند قطعا