تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٤ - مهمان ابراهيم
نيّت بدى دارد.
/ ٤٦٩ [٥٣] قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ- گفتند: مترس. ما تو را به پسرى دانا بشارت مىدهيم».
گفتند: ما مبشّريم نه منذر، ما فرشتگان خداييم. و مىدانيم كه فرشته به صورت بشرى كامل مجسّم مىشود چنان كه به مريم مجسّم شد.
[٥٤] ابراهيم با شكيبايى كامل در انتظار خبر خوش بود و انتظار بسيار او را تا حدّى نوميد كرده بود. اينك خداوند مژده مىدهد كه وى نه تنها صاحب فرزندى مىگردد، بلكه همين فرزند داراى فضل و دانش و نيز ولىّ مورد انتظار و وارث علم و هدايتش خواهد بود، و چون ابراهيم دفعتا با اين خبر مواجه شد نخستين واكنش او تعجّب و تحيّر بود.
قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ- گفت: آيا مرا بشارت مىدهيد با آن كه پير شدهام».
گفت: من عمر درازى كرده و به مرز سالخوردگى كه همچون بيمارى است رسيدهام، چگونه مرا مژده مىدهيد؟
فَبِمَ تُبَشِّرُونَ- به چه چيزى بشارتم مىدهيد».
آيا مجرّد آرزو و تعارف معمول بين مردم است يا آن كه وعدهاى استوار از جانب خداست؟
[٥٥] قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِ- گفتند به حق بشارتت مىدهيم».
«مژده» راستين و به فرمان خداست نه آن كه مجرّد آرزو باشد.
فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ- از نوميدان مباش».
زيرا رحمت الاهى گسترده است و به اندازهاى كه آدمى توقّع داشته باشد، شامل حال او مىشود، پس چرا بايد نوميد بود؟
/ ٤٧٠ [٥٦] ابراهيم اين مسئله را كه پرسش وى به سبب نوميدى از رحمت الاهى است نفى مىكند، بلكه شايد مژده را جدّى نمىگرفته است. از اين رو بر اين نكته تأكيد مىگذارد كه اشخاص گمراهى كه از وسعت قدرت و علم و رحمت