تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦١ - خضوع طوعا و كرها
شرح آيات
خضوع طوعا و كرها
[١٥] وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً- خواه و ناخواه براى خداوند سجده مىكنند همه آنها كه در آسمانها و زمينند».
«من» اسم موصول و براى عاقل (آدمى) است و ظاهرا مراد در اين جا مطلق اشياء است، زيرا كارى كه به آنها نسبت داده شده كار آدميان است. مفهوم آيه اين است كه آفريدگان موجود در آسمانها و زمين مانند انسان و حيوان و جز آنها كه خدا داند، همه به اختيار خود در برابر خدا خاضع و ساجدند و اگر به طوع نباشد خداوند آنها را به اكراه به سجده وا مىدارد. منتها سجود اجبارى به معنى گردن نهادن به امر اوست. زيرا آدميان محكوم قوانينى هستند كه خداوند در همه جوانب زندگى و پس از مرگ آنان نهاده است.
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ- و سايههاشان نيز بامدادان و شامگاهان به سجده مىآيند».
«غدوّ» يعنى صبح هنگام طلوع آفتاب و «آصال» يعنى شامگاه هنگام غروب آفتاب، و آيه تعبيرى از حركت زمين به دور خورشيد و صبح و شام آغاز و انجام پيدايش سايه است. سايه در آغاز دراز است. آن گاه به تدريج تا نيمه روز كوتاه مىشود تا از ميان مىرود سپس دراز مىگردد تا آن كه نور خورشيد ناپديد مىشود.
نتيجه آن كه در آغاز و پايان دراز و در ميانه آن دو ناپيداست. بدين سان سايه مطيع حركت خورشيد است و خورشيد به نوبت خود منقاد پروردگار است./ ٣١٨ آيا اين امر دليل سجده طبيعت به خدا نيست؟
[١٦] قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ- بگو خداى آسمانها و زمين كيست. بگو خدا».
سايه شگفتى ندارد بلكه شگفتى در منشأ آن است. زيرا، چنان كه گفتيم، منشأ سايه گردش زمين به دور خورشيد است، از اين رو آنچه سخت مايه شگفتى