تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - رهنمودهايى از آيات
/ ٧١
هود گفت: من به خدا توكّل كردم
رهنمودهايى از آيات
هود (ع) از جانب خدا به قوم عاد فرستاده شد و با همان نداى ايمانى سلف خود نوح (ع) آنان را به سوى حق تعالى فرا خواند
١- خداى يگانه را كه جز او معبودى نيست بپرستند و بدانند كه پرستش طاغيان يا بتها افترا و گمراهى است.
٢- گفت كه از آنان مزدى نمىخواهد و اجرش بر خدايى است كه وى را آفريد. آيا نمىانديشند تا بدانند ميان پيامبر راستين و آن طاغيان و كاهنان مفترى كه هدفشان سلطه و استكبار در روى زمين است، فرقهاست.
٣- از آنان خواست كه خود را اصلاح كنند و به تعاليم الهى باز گردند تا نعم خدا بر ايشان افزونتر شود و نيروى فعلى آنان بيشتر گردد و اگر نپذيرند از گناهكاران و مخالفان خدا و رسول او و نيز سزاوار عذاب خواهند بود.
/ ٧٢ امّا قوم هود هر سه دعوت را رد كردند و گفتند: دليل كافى بر راستى پيامبرى خود ندارى و ما خدايان خود را رها نمىكنيم و با اين كه تو مزدى نمىخواهى، زمام امور خود را به دست تو نمىدهيم، و پنداشتند كه سخن نوح ناشى از جنونى است كه به سبب خشم خدايان بر او رسيده است. آن گاه هود از قوم خود كنار كشيد و از بت پرستى آنان بيزارى نمود و خدا را بر اين امر گواه گرفت و دل به خدا بست و با همه آنان به مبارزه برخاست و فرمود: او را مهلت ندهند و هر چه مىتوانند كيد كنند، تا وى نهايت ناتوانى ايشان را در راه مخالفت كفر آميز بداند.
هود به خدايى دل بسته بود كه دارنده هر جاندار و مدبّر كارهاى اوست. وى سالك