تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢ - گروه اندكى به نوح گرويدند
اين كه حركت و ايستادن كشتى به اذن خداست، به كشتى در آمد. امواج كوه پيكر طوفان به حركت آمد. نوح پسر خود را كه در كنارى نشسته بود ندا كرد و گفت تا همراه او به كشتى درآيد و كافران را رها كند، امّا وى مىپنداشت كه اگر بالاى كوه برود نجات خواهد يافت. نوح او را بيم داد و گفت: در برابر فرمان خدا باز دارندهاى نيست مگر آن كه لطف خدا شامل حال شود، و پيش از پايان گيرى گفتگو موج رسيد و پسر نوح را غرق كرد. آن گاه نداى غيبى كه در آن فرمانهايى قاطع بود رسيد: اى زمين آب را فرو ببر و اى آسمان/ ٦١ از بارانيدن دست بازدار. آب فروكش كرد و امر انجام شد و كشتى بر كوه قرار گرفت و ستمكاران از رحمت خدا محروم شدند.
شرح آيات
گروه اندكى به نوح گرويدند
[٤٠] لحظهاى كه صاحبان رسالت منكران را با آن بيم مىدادند و آنان تمسخر مىكردند، فرا رسيد. اينك حقيقتى كه پيامبر گفته بود، وقوع يافته و راه گريز نبود. فرمان خدا صادر شده و آب از تنورى كه عادتا دور از آب است جوشيده بود.
نوح با خانواده و شمار كمى از مؤمنان به كشتى در آمده بودند.
حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ- چون فرمان ما فراز آمد و تنور جوشيد گفتيم از هر نر و ماده دو تا و نيز خاندان خود را در كشتى بنشان- مگر آن كس كه حكم از پيش دربارهاش صادر شده باشد- و نيز آنهايى را كه به تو ايمان آوردهاند، و جز اندكى به او ايمان نياورده بودند.» در حديثى به نقل از مفضّل بن عمر از ابو عبد اللَّه (ع) چنين آمده است: تنور در خانه زنى مؤمنه در دير قبله جانب راست مسجد كوفه قرار داشت. مفضّل گويد
پرسيدم كه فوران آب چگونه بود؟ فرمود: خداوند خواست كه به قوم نوح معجزهاى نشان دهد، باران سختى فرستاد و فرات و نيز چشمهها پر آب شد و خدا آن قوم را