تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - سبع مثانى
سبع مثانى
[٨٧] بت پرستان نعمتهاى مادّى گوناگونى از قبيل اموال، فرزندان، تجمّل و نيرو دارند و ما به نوبت خود نعمتهاى معنوى گوناگون داريم، پس انگيزهاى نيست كه به مبارزه براى رسيدن به ثروتهاى آنان بپردازيم، زيرا ما با ثروت معنوى خود توانگريم.
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ- ما سبع المثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم».
«سبع مثانى» را به سوره حمد تفسير كردهاند، زيرا داراى هفت آيه است و مترادفات و متقابلاتى از قبيل «الرّحمن الرّحيم» يا «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» دارد، پس «مثانى» است يعنى محتواى آياتش دو دو است.
و چنين پيداست كه قرآن حكيم بر هفت حرف فرود آمده و به تعبير ديگر بر هفت باب علم كه در سوره حمد خلاصه مىشود و محتوى معانى قرآن به ايجاز است كه در ساير آيات قرآن تفصيل داده شده است.
چون قرآن نورى است كه از يك چراغدان مىتابد و اختلاف و تناقضى ندارد، مىتوان گفت آياتش/ ٤٨٧ متشابه يا مثانى است، و چنان كه نعمتهاى كافران رنگارنگاند و يكديگر را مىآرايند، آيات قرآن نيز يكديگر را تفسير مىكنند.
از مطالب مذكور چنين نتيجه مىگيريم كه قرآن همان «سبع مثانى» است و دو تفسير گفته شده با يكديگر منافاتى ندارند. يك قول اين است كه مثانى همان الحمد است و قول ديگر اين كه كلّ قرآن مثانى است و چون بپذيريم كه تمام قرآن در «الحمد» خلاصه شده است، منافاتى بين دو تفسير نخواهد بود.
[٨٨] مؤمن با سرچشمههاى معرفت كه در اختيار اوست از مظاهر دنيوى كه ديگران دارند بى نياز است، پس نبايد به مال و منال آنان كه زيور اين جهان است ذخيره شود.
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ- اگر بعضى از مردان