تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٣ - كف آب از ميان مىرود
چرا كه پروردگار فرمود وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ؟! (عنكبوت، ٦١).
وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ- و او يگانه و قهار است.» «واحد» گاهى «قهّار» (مقتدر) است و گاه نيست، ليكن خداوند واحد و قهّار است. نشانههاى آفرينش به يگانگى او دلالت دارد و اين كه بر همه چيز با قدرت و ارادهاش غالب است به قهّار بودن او دليل است. امّا عصيان بشر سبب بروز قهاريّت او نمىشود، چرا كه خدا كافران را مهلت مىدهد تا گناه كنند و بر گناهان خود بيفزايند، و تعجيل خدا و انتقام سريع او قهر و غلبه او را منعكس مىكند، چنان كه در دعا آمده است: كسى كه بترسد، مرگ را به تعجيل مىاندازد و آدم ضعيف به ستم ديدگى نياز پيدا مىكند.
كف آب از ميان مىرود
[١٧] أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها- از آسمان آب فرستاد و هر رودخانه به اندازه خويش جارى شد.» سيلها در درهها به اندازه درشتى باران جارى مىشوند. اين آيه اشاره دارد به اين كه بارانها مقدار معيّنى دارند كه خداوند بر حسب طاعت يا معصيت بندگان تعيين مىكند چنان كه در قصّه ياران «احقاف» يعنى قوم هود آمده كه چون كافر شدند، خدا هفت سال آنان را از باران محروم ساخت و آن گاه كه باران باريد ايشان را هلاك كرد، چنان كه فرمود اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً.
فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً- و آب روان كف بر سر آورد.» «احتمال» به معنى برداشتن به اجبار نه از روى ميل و نيز به معنى تحمّل است. سيل/ ٣٢٠ كف را برداشت گويى «كف» مورد رغبت او نيست، و «زبد» كفى كه بر سر ديگ يا بر سيل پديد مىآيد، و «رابى» بالا رونده كه مدام بلندى آن بيشتر شود.