تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٧ - رهنمودهايى از آيات
٧٨ [الأيكه]: درخت انبوه پر شاخ و برگ و جمع آن ايك است.
/ ٤٧٣
عذاب الاهى ستمكاران را نابود مىكند
رهنمودهايى از آيات
مهمانان ابراهيم به سوى لوط آمدند. وقتى لوط پيامبر آنان را ديد نشناخت.
گفتند: «ما آمدهايم تا وعدهاى را كه اين قوم در آن شك مىكنند، تحقّق بخشيم» آن گاه فرمان دادند كه وى به همراه خانواده شبانه از قريه خارج شود و خود به دنبال خانواده حركت كند و هيچ كس به پشت خود نگاه نكند و به جايى كه خدا فرمان مىدهد، بىترديد بروند. حكم الهى يعنى هلاك آنان مقرّر شده و كسى از آنان نخواهد ماند تا نسل ايشان باقى بماند». از سوى ديگر چون مردم قريه از ورود مهمانان آگاه شدند، شادمان شدند كه به كار زشت با آنان دست خواهند زد، لوط خطاب به ايشان گفت: «اينان مهمانان مناند، مرا رسوا نكنيد و از عذاب خدا بترسيد»، امّا آنان در گمراهى خود پاى فشردند و گفتند: «ما پيش از اين تو را از استقبال مهمانان و پناه دادن ايشان باز داشتيم». لوط به آنان گفت كه دخترانش را نكاح كنند تا از كار زشت سالم مانند، ولى هم چنان در گمراهى غوطهور بودند.
/ ٤٧٤ آن گاه به هنگام دميدن آفتاب صيحه آنان را فرو گرفت و قريه زير و رو شد و باران سنگ از آسمان باريد. در اين قصّه عبرتى است براى كسانى كه پند بياموزند، عبرتى پا بر جا و استوار، امّا جز مؤمنان كسى نمىتواند عبرت گيرد.
همانند قوم لوط قوم شعيب بودند كه كشت زارهايى داشتند. انتقام خدا آنان را فرو گرفت و قريه ايشان بر سر راه مردم بود و آن را كه ويران شده بود، مىديدند.