تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٢ - سفارش يوسف
ساقى كه از راه وحى رهايى او را مىدانست گفت. در آيه ديگر از قرآن مجيد آمده
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ-. بيشتر مفسّران همين معنى را گفتهاند و جبّائى نيز همين را برگزيده است. قتاده گويد: «يوسف به كسى كه گمان مىبرد نجات خواهد يافت گفت ... زيرا وى راستگويى ساقى در رؤيا را نمىدانست. قول نخست درستتر است. [١٨] امّا به نظر من «ظنّ» در اين جا در مفهوم اصلى يعنى تصوّر و تخيّل به كار رفته كه حكايت از نبود آگاهى ثابت مىكند، زيرا كه يوسف (ع) آينده را نمىتوانست تضمين كند، شايد خداوند چيز ديگرى را اراده مىكرد يا آن شخص مىمرد يا نظام ملك تغيير مىيافت يا در كار خدا بدا حاصل مىشد و او را دوباره به زندان باز مىگردانيد يا اعدامش مىكرد. مناسبت «ظنّ» با ما بعدش اين است كه يوسف (ع) يقين داشت كه خداوند پاك ارحم راحمين است و دعاى او را اجابت مىكند با اين همه گمان مىكرد رفيق زندانيش نجات خواهد يافت،/ ٢٠٩ و شايسته چنان بود كه پيش از توسّل به آن شخص به خدا متوسّل مىشد، زيرا خداوند شايستهتر براى يقين بود از اين كه درباره كسى خيال كند كه اگر راست مىگفت از حدود قدر مىگذشت و قضاى خدا بالاتر از قدر، و ارادهاش بالاتر از سنّت اوست. ليكن شيطان يوسف (ع) را شتابانيد و سختيهاى زندان او را واداشت كه به جاى خدا به آدمى پناه جويد.
فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ- امّا شيطان از خاطرش زدود كه پيش مولايش از او ياد كند و چند سال در زندان بماند.» و چند سالى در زندان ماند تا به راهنمايى پروردگار در بندگى خدا به اخلاص كامل برسد.
[١٨] - مجمع البيان، ج ٢، ص ٢٣٤.