تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٤ - كليدهاى رؤيا
و بعد از مدّتى به يادش آمده بود گفت:» كه اين زمان دراز به گفته برخى هفت سال طول كشيده بود.
أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ- من تعبير آن را به شما خواهم گفت: مرا نزد او بفرستيد.» اينك مىگويد مرا نزد يوسف بفرستيد تا تعبير خواب شما را معلوم كنم.
[٤٦] آن رفيق را به زندان نزد يوسف فرستادند. وى خواب پادشاه را به او نقل كرد و تعبير آن را جويا شد.
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ- اى يوسف! اى مرد راستگوى!» از آن رو «صدّيق» خواند كه در او نشانه صلاح ديده بود و در تعبير خواب خود شخصا تجربه كرده بود.
أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ/ ٢١١ يابِساتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ- براى ما تعبير كن هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مىخورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشك، باشد كه من نزد مردم باز گردم و آنان را آگاه گردند.» گويا مىخواست اين نكته را روشن كند كه وى خدمت به مردم را بر خدمت طاغيان برتر مىنهد، از اين رو گفت: «إلى النّاس» نه «إلى الملك».
[٤٧] يوسف خواب پادشاه را تعبير كرد، تعبيرى كه پايههاى اجتماع را مىلرزانيد، گفت: «هفت سال فراخ پيش رو داريد و بايد در اين مدّت براى هفت سال قحط غلّه بيندوزيد. از گندمهايى كه درو مىكنيد افزون بر نياز را در سنبلهاى خود نگاه داريد تا در سالهاى قحط از آنها استفاده كنيد. در پايان هفت سال سال سختى خواهيد داشت و مردم از هر سو براى طلب گندم روى خواهند آورد.
قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً- گفت: هفت سال پى در پى بكاريد.» پيداست كه ملّت مصر در آن سالها از تمدّن كافى برخوردار بود.
فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ- و هر چه مىدرويد جز اندكى كه مىخوريد با خوشه انبار كنيد.»