تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٥ - كيفر سكوت
شرح آيات
كيفر سكوت
[٦٥] فرجام بد قوم ثمود كه به سبب گردن كشى از حق به تدريج به آن گرفتار شدند فرا رسيد: آنان شتر را كه معجزه الهى بود كشتند. اين معجزه را خود خواسته بودند و وجود شتر زيانى به حال آنان نداشت/ ٨٩ بلكه سودمند بود، و اين شتر را ستمكارترين فرد كشت. وى يك تن بود، امّا چون همه به كار او راضى شده سكوت كردند، در گناه او شريك شدند و خداوند خطا را به همه آنان نسبت داد.
فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ- پس ماده شتر را پى كردند. گفت: سه روز در خانههاى خود از زندگى برخوردار شويد و اين وعدهاى است عارى از دروغ.» سلطه سياسى يا اجتماعى يا اقتصادى فاسد بود كه در فضايى از انقياد ساده به كشته شدن «ناقه» انجاميد و اين نتيجه طبيعى جمود، تقليد و نازش به دست آوردها بود. وضع خود كامگيها در سراسر تاريخ چنين بود. مردم را به خواب خوش دست آوردهاى مادّى مىبرند و توان انديشه سالم را از آنان مىگيرند و آن گاه به استثمار و بهره گيرى از نيروهاى آنان، هر گونه بخواهند مىپردازند و بى آن كه ترسى از تمرّد و مقاومت داشته باشند، به پرتگاههاى هلاكتشان مىاندازند.
[٦٦] قدرتهاى استكبارى با قوم ثمود چنين كردند، امّا گناهكار اصلى خود ثمود بود، چرا كه در آغاز در برابر قدرتها ساكت ماندند. خرسندى در برابر خود كامگى نخستين گام به سوى كشتارگاه است زيرا خود كامگان گرامىترين چيز يعنى خرد و انديشه را از آدمى مىگيرند و در نتيجه زيان از سود بيشتر مىشود. از همين رو بود كه فرمان قاطع خدا (عذاب) به ثمود رسيد.
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ- چون امر ما فرا رسيد، صالح را با كسانى كه به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش از خوارى آن روز نجات بخشيديم،