تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٤ - پند قريههاى از ميان رفته
او پيروى كردند. بنا بر اين روا نيست كه كسى از ديگرى پيروى كند كه او را به راه راست نمىبرد بلكه گمراهش مىكند.
[١٠٠] ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ- اينها اخبار قريههايى است كه براى تو حكايت مىكنيم؛ قريههايى كه بعضى هنوز برپايند و بعضى ويران.» قريههايى باقىاند و قريههايى ديگر از ميان رفتهاند. باقىها اگر ظالم به نفس باشند نابود خواهند شد امّا آنها كه از ميان رفتهاند مانند مزرعهاى هستند كه درويده باشد و چيزى از آن بر جاى نماند. نابودى اين قريهها مايه عبرت ماست.
پند قريههاى از ميان رفته
[١٠١] پندى كه اين قريهها به ما مىدهند در آيه بعد است كه خدا فرمود
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ- ما به آنها ستم نكرديم بلكه خود به خود ستم مىكردند.» خداوند زندگى خوشى به مردم اين قريهها بخشيد و فرصتى براى هدايت داد و در مواردى كه خطر آنان را تهديد مىكرد مصلحانى فرستاد. اينان آنچه در توان داشتند به كار بردند. بيم و اميد دادند،/ ١٢٥ آيات الهى را ياد كردند، به بيدار ساختن خردها پرداختند و هر چه مىتوانستند كردند جز هدايت اجبارى. امّا كافران از فرصت هدايت بهره نگرفتند، به ستيزه و مبارزه و گردن كشى و ظلم به نفس ادامه دادند.
انحراف اصلى اين بود كه در راه پرستش خدايان رنجها كشيدند امّا اين خدايان در لحظهاى كه عذاب سخت الهى فرا رسيد به فرياد آنان نرسيدند و نتوانستند ياريشان كنند.
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ- و چون امر پروردگار تو فراز آمد خدايانى كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند هيچ به كارشان نيامدند.»