تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٩ - تقويت اميد
يعنى خشم خود را فرو مىخورد و آشكار نمىسازد، و به همين جهت يعقوب تعادل خود را در برابر فرزندان از دست داده، آنان را از پيش خود راند و به عقوبت آنان شتافت بى آن كه منتظر تربيت و به راه آمدنشان باشد.
تأثير گريه بر دلهاى سخت
[٨٥] چنين پيداست كه دل سخت فرزندان، اينك نسبت به پدر اندوهگين نرم شده است. به يارى او شتافتهاند تا از او بخواهند: كمتر غم بخورد تا آسيبى به تندرستى او نرسد و بيمار يا هلاك نشود.
قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ- گفتند به خدايت سوگند مىدهيم اين قدر ياد يوسف نكنى».
مبادا بيمار يا هلاك شوى.
حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ- تا بيمار گردى يا بميرى».
[٨٦] يعقوب گفت: نه، عاقبت من بيمارى يا هلاكت نيست بلكه به هدف خود خواهم رسيد، زيرا به خدا اعتماد دارم و بر اساس تعبير خواب فرزندم يوسف، مىدانم كه او را در مقام بزرگى خواهم ديد، و همين آرزو مرا وا مىدارد كه به خدا تضرّع كنم تا گشايش را زودتر نصيبم كند.
قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ/ ٢٥٤ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ- گفت: جز اين نيست كه شرح اندوه خويش تنها با خدا مىگويم زيرا آنچه من از خدا مىدانم شما نمىدانيد».
تقويت اميد
[٨٧] آن گاه فرزندان را به كوشش و گريز از نوميدى فرا خواند و روح تحرّك و جستجوگرى از يوسف و برادرش را در آنان تقويت كرد، زيرا مىدانست كه چون بلا به نهايت سختى برسد برطرف مىشود.
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ- اى پسران من برويد و