تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٨ - نسيم آرزو
بود اگر اين كار صورت مىگرفت.
امّا يعقوب بديهاى فرزندان و تعصّب دشمنانه ايشان را، حتى در برابر برادر كوچك سالشان، با «صبر» پاسخ داد.
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ- پس مرا صبر جميل بهتر است.» يعنى من صبرى نيك در برابر حيله شما و نيز كارى كه نفس امّاره در نظر شما آراست دارم. از سختى بلا نمىهراسم و زارى نمىكنم تا مبادا رشد و نيروى تحمّلم را از دست بدهم، و شك نمىكنم كه به اراده الاهى سختى از ميان خواهد رفت. به رغم خواسته نفس، كار و تلاش را رها نمىكنم در انتظار اين كه مصيبت خود يا به مدد غيبى از ميان برود، و افزون بر عامل زمان (صبر)، ساير عوامل موفقيّت: حسن تدبير، كوشش و توكّل را نيز خواهم داشت تا خدايم يارى دهد.
سرانجام سخن بعدى به كلام زيبايى خاصّى مىبخشد كه خداوند از زبان يعقوب مىگويد
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ- شايد خدا همه را به من باز گرداند كه او دانا و حكيم است.» [٨٤] يعقوب موقّتا فرزندان را ترك گفت، امّا عواطف آنان را برانگيخته بود، عواطف فرزندان نسبت به پدر سال خورده كه مصائب او را رنجور ساخته و چشمانش از اندوه نابينا شده بود.
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ- روى خود از آنها بگردانيد و گفت اى اندوها بر يوسف و چشمانش از غم سپيدى گرفت.» گويا استمرار رنج و مصيبت قدرت بينايى را از يعقوب گرفته و سياهى چشم او به/ ٢٥٣ سفيدى گراييده بود چنان كه در سال خوردگان باشد، و اين لزوما فقط به سبب گريه نبوده، زيرا غم نهانى كه آدم غمگين آن را فرو خورد اثرش از گريه بيشتر است، از اين روست كه خدا گفت
فَهُوَ كَظِيمٌ-