تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٠ - توجيه واپس گرايى است
بايد پيام آور قربانى هدف آنها و بى هيچ مصلحتى ذاتى مجنون باشد.
امّا «جنون» نبود عقل است و در كردارهاى فرد، در خوردن و آشاميدن.
آرامش و جنگ، ارادت شخص به دوستانش و ايستادگى در برابر دشمنان منعكس مىشود. آيا با اين مقياس پيامبر مجنون بوده؟ و كسانى كه به راه او رفتهاند ديوانه بودهاند يا آن كه اين امر بر حسب معيار دنيا پرستانى است كه فريب كالاى ارزان دنيا را خوردهاند؟! [٧] كافران براى توجيه كفر خود كارى را كه محال مىپنداشتند از پيامبر خواستند و گفتند
لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ- اگر راست مىگويى چرا فرشتگان را براى ما نمىآورى».
يعنى چرا فرشتگانى با خود نمىآورى. اين چنين است كه هر كس نمىخواهد انديشهاى را بپذيرد يا به كارى برخيزد علّتهايى براى توجيه مىتراشد.
[٨] امّا اين كافران نمىدانند كه نزول فرشتگان به معنى كشف غيب پيش چشم آدميان است و خدا دنيا را خانه آزمايش براى عقل و اراده آدمى نهاده است.
آيا آدمى حقيقت را بر شهوات بر مىگزيند و آيا در ميان شبهات حق را مىجويد يا آن كه در برابر آنها سر تسليم فرو مىآورد. امّا خداوند آن گاه كه بخواهد فرشتگانى مىفرستد و كشف غيب مىكند، «اختيار» را از آنان مىگيرد و ديگر فرصتى براى امّت باقى نمىگذارد.
ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ- ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند».
به هنگام نزول ملائكه مردم به حال خود گذاشته نمىشوند و كسى كه محكوم به مرگ است، فرشتگان عذاب را مىبيند و آن را باور مىكند امّا چه فايده؟!