تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٧ - هان! نفرين بر عاد، اين قوم هود
اعتماد كردند و در دعوت به حق به خود يا قبيله يا هر نيروى مادّى ديگر اعتمادى نداشتند. به منكران فرصتى كافى داده شد تا برخى از آنان كه آگاهى دارند، هدايت يابند و برخى ديگر كه به ايشان اتمام حجّت شده است گمراه شوند. آن گاه فرمان خدا داير بر عذاب رسيد، و اين عذاب خارق العاده بود،/ ٧٩ زيرا همه افراد قوم اعمّ از كافر و مؤمن را كه در غم و شادى با هم بودند فرانگرفت، بلكه تنها كافران دچار عذاب شدند حال آن كه در عذابهاى طبيعى مانند و با، زلزله و گرسنگى همه مبتلا مىشوند.
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ نَجَّيْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ- چون فرمان ما در رسيد به بخشايش خويش هود و كسانى را كه به او ايمان آورده بودند نجات داديم و از عذاب سخت رهانيديم.» يعنى عذابى سخت فراگير كه كافران را درگرفت.
[٥٩] چرا خداوند با چنين عذابى سخت قوم عاد را معذّب ساخت؟ زيرا پس از آشنايى با آيات خدا و شناختن پيامبرى كه به سوى آنان فرستاده شده بود به راه انكار رفتند و پيرو جبّار ستيزهگرى شدند كه خود كامه و مخالف شورا بود و پيروى از راه راست نمىكرد.
وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ- اينان قوم عاد بودند كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و پيامبرانشان را نافرمانى كردند و به فرمان هر جبّار كينه توزى گردن نهادند.» [٦٠] سرانجام به سبب انحراف انديشگى و سياسى و اجتماعى لعنت ابدى دامنگير آنان شد و از رحمت خدا محروم و در دو جهان گرفتار عذاب گرديدند، و اين همه به سبب انكار خدا و پيامبرش بود.
وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ- و در اين دنيا و در روز قيامت گرفتار لعنت شدند. آگاه باشيد كه قوم عاد به پروردگارشان كافر شدند كه لعنت باد بر عاد قوم هود.»