تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٠ - مسئوليت اجتماعى
خاندان و متاع دنيا نگريسته بود! بدين سان، حقيقت به صورت انتقامى سخت از قومى تباهكار كه اصلاح به حال آنان سودى نبخشيد مجسّم شد.
[٦٧] اين يك سوى صحنه بود، در سوى ديگر مردم شهر به ورود مهمانان شاد شدند، زيرا عادتا با هر كسى به كار زشت مىپرداختند، و موقعيّت جغرافيايى شهرشان نيز اين كار را تأييد مىكرد زيرا، به گفته قتاده، بر جادّه اصلى مدينه به شام قرار داشتند.
وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ- اهل شهر شادىكنان آمدند.»
مسئوليّت اجتماعى
[٦٨] لوط آنان را نصيحت كرد و مهمانان را پناه داد.
قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ- گفت: اينان مهمانان منند. مرا رسوا نكنيد».
/ ٤٧٧ تجاوز به مهمان در عرف قبايل بيابانى به منزله تجاوز به اهل خانه بود.
[٦٩] بسيار نصيحتها كرد و از عذاب الاهى بيمشان داد و گفت كه تجاوز به مهمانان او را خوار مىكند، و به همين جهت وى در برابر تعرّض به مهمانان از شرافت خود دفاع مىكند.
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ- از خداوند بترسيد و مرا شرمسار مسازيد».
[٧٠] امّا قوم لوط پناه دادن به مهمانان را نپذيرفتند، زيرا لوط همواره چنين مىكرد، هر گاه كه غريبى به شهر در مىآمد او را مهمان مىكرد تا از سوى آن قوم آسيبى به او نرسد، پيش از آن هم تأكيد كرده بودند كه هيچ مهمانى را نپذيرد.
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ- گفتند: مگر تو را از مردم منع نكرده بوديم».
از اين آيه دو نكته بر مىآيد
اوّل اين كه: قبيله عرب به مرور زمان خصايص انسانى همچون پناه دادن