تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٢ - مسئوليت اجتماعى
پيداست، و سرانجام.
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ- چون صبح طالع شد آنان را صيحه فرو گرفت».
صبحگاهان صيحه آنان را در گرفت، چنان كه نتوانستند عذاب را از خود دفع كنند.
[٧٤] خداوند شهر را بر سر آنان ويران ساخت.
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ- شهر را زير و زبر كرديم و بارانى از سجّيل بر آنان بارانيديم».
«سجّيل» فارسى معرّب است از «سنگ و گل» و به گفته ابو عبيده/ ٤٧٩ سنگ سخت است. [٣] [٧٥] اينك سرزمينهاى آنان ويران شده است! كيست كه پند آموزد؟
طبعا نه همه مردم بلكه فقط مردم حقيقت بين كه حقايق را از ميانه نشانهها و علايم كشف مىكنند، پند مىگيرند.
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ- در اين عبرتهاست براى پژوهندگان».
امّا كسانى كه ظواهر امور را مىبينند و دچار جمود ذهنى هستند و تنها به تودههاى سنگ مىنگرند بى آن كه بينديشند كه آنها روزى خانههاى آبادى بودهاند، از قصّه قوم لوط پند نمىگيرند.
[٧٦] وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ- و آن شهر اكنون بر سر راه كاروانيان است».
به گفته طبرسى مراد اين است كه شهر لوط در مسيرى بود كه مردم براى رفع حوايج از آن مىگذشتند و به آثار شهر مىنگريستند و پند مىگرفتند، و اين آثار در آن جا بر قرار بود و آن شهر سدوم است.
[٣] - مجمع البيان، ج ٥، ص ١٨٣.