تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٧ - تسليم در برابر قضاى الهى
آزمايش است و انحراف آدمى هميشه به سبب فشار عامل خارجى نيست بلكه هوا و شهوت و فريفتگى به مظاهر زندگى كه خدا در وجود هر كسى نهاده است، جزء ديگرى از معادله آزمايش و حكمت نخستين زندگى است.
چنين بود آدم ابو البشر نخستين كسى كه به انگيزه رسيدن به ملك و خلود مرتكب خطا شد، امّا رحمت و عصمت الهى او را دريافت و نجاتش داد.
نوح نيز با كافران در مىآويزد و مبارزه با جبت داخلى و طاغوت خارجى را پيروزمندانه به پايان مىبرد، ليكن هم چنان به آمرزش و رحمت پروردگار نيازمند است تا او را از تكرار خطا باز دارد. نوح با ظرافت خاص از خدا مىخواهد كه به وعده خود درباره رهايى خانواده او وفا كند امّا به صراحت پاسخ مىشنود كه «إنّه ليس من أهلك»، زيرا پيوند حقيقى او با نيكوكاران است و پسر او معيار عمل صالح را ندارد.
«وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ- نوح پروردگارش را ندا داد: پروردگار من، پسرم از خاندان من بود و وعده تو حق است و نيرومندترين حكم كنندگان تو هستى.» [٤٦] قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ- گفت: اى نوح! او از خاندان تو نيست، او عملى است ناصالح. از سر ناآگاهى از من چيزى مخواه، بر حذر مىدارم تو را كه از مردم نادان باشى.» اين آيه اشارتى دارد به اينكه آدمى بايد در برابر تقديرهايى كه/ ٦٧ حكمت آنها را نمىداند رضاى كامل داشته باشد و نيز به او امرى كه از فلسفه آنها آگاه نيست تسليم مطلق باشد.
[٤٧] تسليم پيامبران در برابر خدا و اوامر و تقديرهاى او به سبب احراز والاترين درجات تربيت است. از اين رو مىبينيم كه نوح از عصمت الاهى يارى مىجويد تا درباره چيزى كه بدان آگاهى ندارد نپرسد و درباره امورى كه به صلاح او و صلاح رسالت و امّت اوست و وى نمىداند سؤال نكند.