تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - ستمكاران را هلاك مىكنيم
تا پيروز شوند.
[١٤] خدا به پيامبران مژده داد كه همراه با نابودى ستمكاران، آسايش و رحمت خود را شامل حال ايشان مىكند.
/ ٣٩٢ وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ- و شما را پس از ايشان در اين سرزمين جاى خواهيم داد.» ليكن همه مردم به كلام الاهى كه حاكى از انذار و بشارت است باور ندارند، تنها كسانى آن را مىپذيرند كه از خدا مىترسند و به مقام و شأن او را باور دارند و مىدانند كه براى شهادت در برابر او مىايستند، و ادامه و استمرار پيروزى جز از راه استمرار اسباب آن يعنى ترس از خدا و شأن و عظمت او و نيز از هشدار و وعيدش ميسّر نيست.
ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ- اين از آن كسى است كه از عظمت من و از وعده عذاب من بترسد.» [١٥] خداوند در برابر انقياد مطلقى كه پيامبران به او داشتند، پيروزى را نصيب آنان كرد، امّا دشمنانشان، گمانها و آرزوها و كوششهايى كه در راه رسيدن به مقصود به جا آوردند به سبب عناد آنها همه باطل شد.
وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ- پيروزى خواستند و هر جبّار كينه توزى نوميد شد.» «تجبّر» برترى جويى و علوّ طلبى است كه قابل وصف نيست و چون كسى را «جبّار» خوانند او را ذمّ كردهاند، زيرا كه وى علوّ را جز براى اشباع اميال برترى جويى، به حق باشد يا به ناحق، نخواسته است، و «عنيد» همين معنى را دارد كه از قبول حق مدام امتناع مىكند.
[١٦] كيفرى كه خداوند براى عناد آنها قرار داده، دوزخ است. در آن جا جگرهايشان از عطش مىسوزد و از آبى همچون چركى كه از زخم درمىآيد سيراب مىشوند.
مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ- پشت سرش جهنّم است تا