تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٩ - در جستجوى پيمانه
يوسف است كه مرتكب دزدى شده بود». و يوسف موضوع را پنهان داشت و به اين بسنده كرد كه بگويد: «نه چنين است. شما آدميان بدى هستيد كه شخصى غير حاضر را تهمت مىزنيد چنان كه برادرتان را به تهمت بى اساسى متّهم مىكنيد و خدا به سخنان شما آگاه است».
امّا برادران درگير موضوع برادرشان بودند، زيرا پدر از آنان تعهّد گرفته بود.
از اين رو از ملك خواستند به احترام پدر پيرشان او را ببخشايد و يكى از خود آنان را به جاى او نگاه دارد، ليكن وى نپذيرفت و گفت: «بازداشت كسى كه دزدى نكرده است نارواست». برادران به سويى رفته/ ٢٤٢ به نجوا پرداختند. برادر بزرگتر با ياد آورى تعهّد الاهى و نيز ستمى كه درباره يوسف كرده بودند، گفت: «من در اين جا مىمانم تا آن زمان كه پدرم اجازه دهد يا خداوند حكم كند» و دستور داد آنان نزد پدر باز گردند و بگويند: «پسرت دزدى كرد و ما جز ظاهر امر، كه پيدا شدن پيمانه از بار او بود، چيزى نمىدانيم و از غيب آگاهى نداريم، و تو مىتوانى از مصريان يا كاروانها بپرسى و بدانى كه ما حقيقت را مىگوييم».
شرح آيات
در جستجوى پيمانه
[٧٦] يوسف بازرسى بار و بنه برادران پدرى را كه پر از گندم بود آغاز كرد تا پيمانه را پيدا كند و بار و بنه برادرش را آخر از همه جست و پيمانه را در آن يافت.
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ- پيش از بار برادر به بار آنها پرداخت، آن گاه از بار برادرش بيرونش آورد.» يعنى پيمانه را از بار و بنه بنيامين در آورد، و همه تلاش او براى سرّى بودن قضيّه و محكمى نقشه كار بود.
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ- اينچنين به يوسف حيله و نقشه آموختيم.» يعنى اين چنين طرح ريزى و كيد (كارى كه هدف از آن كه سود است يا زيان، معلوم نباشد) را به يوسف آموختيم.