تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٣ - قانون امنيت
ندا در داد كه «اى كاروانيان، شما دزدى كردهايد» و اين اتّفاق ناگهانى دوم براى آنان بود. شتابان به سوى منادى رفتند و پرسيدند: «گم شده چيست»؟ گفتند
«پيمانه ملك» و افزودند كه «براى پيدا كننده سارق يك بار شتر جايزه داده مىشود» و يوسف خود را/ ٢٣٤ متعهّد به دادن جايزه به سبب اهميّت موضوع شمرد.
گفتند: «به خدا سوگند، ما براى تباهكارى نيامدهايم و دزد نيستيم». پرسيدند
«اگر دزدى ثابت شود كيفر آن چيست»؟ برادران گفتند: «كيفر سارق بايد شخصى باشد و وى بازداشت و به بندگى گرفته شود، قوانين كشور ما چنين است».
بدين سان يوسف به خواسته خود رسيد كه بازداشت برادر را توجيه مىكرد.
شرح آيات
قانون امنيّت
[٦٧] پيش از حركت فرزندان، يعقوب سفارش كرد كه نه از يك در بلكه از درهاى متعدّد به شهر وارد شوند
وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ- گفت: پسران من! از يك دروازه داخل مشويد، از دروازههاى مختلف داخل شويد.» چرا؟ آيا از چشم حسود بيم داشت، چرا كه مردانى خوش اندام و زيبا و همه آنان فرزندانى متّحد از يك پدر بودند، يا آن كه يعقوب مىخواست ميزان اطاعت ايشان را در غياب او بداند و يا آن كه بيم از آن داشت كه با پيوستن برادر به آنان سلطهشان بيشتر گردد؟
از سياق سخن پيداست كه احتمال اخير به صواب نزديكتر است، زيرا يعقوب تأكيد كرد كه «چنين سفارشى آنان را از بلا نمىرهاند و ايشان و نيز حكّام مصر همه در يد قدرت خدايند، و آدمى بايد از مكر دشمنان بر حذر باشد و به خدايى توكّل كند كه به وى دليرى و فروتنى و نيروى تلاش سودمند داده است». سخن يعقوب اين بود كه