تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٤ - قانون امنيت
وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ- و من قضاى خدا را از سر شما دفع نتوانم كرد و هيچ فرمانى جز فرمان خدا نيست.»/ ٢٣٥ يعنى تدبير امور به دست خداى پاك است.
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ- بر او توكل كردم و توكّل كنندگان بر او توكّل كنند.» كسى نبايد به ذكاوت و مراقبت و برنامه ريزى خود تكيه كند بلكه بايد به خدا اعتماد ورزد.
[٦٨] برادران از شهر خود جدا شده و به دستور پدر از درهاى متعدّد به مصر در آمدند، امّا برنامه ملك مصر (يوسف) از برنامه پدر جلوتر بود. يوسف طرحى ريخته بود كه يكى را از برادران نگاه دارد تا آنان دوباره به مصر باز گردند، و بدين سان توكّل بر حذر چيره شد.
وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها- چون از جايى كه پدر فرمان داده بود داخل شدند اين كار در برابر اراده خدا سودشان نبخشيد، تنها نيازى در ضمير يعقوب بود كه آن را آشكار ساخت.» و ورود آنان به مصر نيازى را از يعقوب رفع كرد و آن آزمايش يا دفع حسد يا محفوظ و سالم ماندنشان بود.
امّا با اين كه توكّل بر حذر غلبه مىكند، آدمى از حذر نبايد غافل باشد. از اين روست كه خداوند يعقوب را مىستايد زيرا وى با بهره گيرى از كاردانى خود فرزندان را سفارش مىكند كه جانب احتياط را بگيرند با آن كه سودى هم به حال آنان نبخشيد و ماندنشان در مصر مقرّر شده بود.
وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ- زيرا او را علمى بود كه خود به او آموخته بوديم ولى بيشتر مردم نمىدانند.» يعقوب كاردان بود. از آگاهيى كه خدا به وى بخشيده بود بهره گرفت امّا بيشتر مردم چنين نمىكنند.