تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٠ - شالوده تمدن
اين سخن همچون صاعقهاى بر سر آن قوم بود، زيرا از آنان مىخواست كه مسير انديشه، برنامه زندگى، ارزشهاى رفتارى و نظام سياسى و اقتصادى جامعه خود را دگرگون كنند.
پرستش خدا يعنى پذيرفتن روشها و ارزشهاى الهى. پرستش خدا يعنى ترك ارزشهاى فرهنگى مسلّم كه مردم با آنها خو گرفتهاند و مقدّسشان مىدانند و شكّى بدانها راه نمىيابد و انديشه به آنها نزديك نمىشود و نبايد در آنها مناقشه كرد. اين مقدّسات در كتابهاى كاهنان آمده و ارزشهايى است كه هر كس با آنها درافتد از جامعه طرد و به اشدّ عذاب محكوم مىشود.
پرستش خدا در وهله دوم ترك سلطه بزرگان قبايل و سرشناسان جامعه و صاحبان زر و زور است. از اين رو واكنشهاى اوّليّه در برابر دعوت ردّ مطلق بود.
مستكبران و تباهكاران به مردم چنين تلقين مىكردند كه پيشرفت و رفاه و رسيدن به لذايذ و حتّى روزى طبيعى كه اين همه براى آنان فراهم مىشود، نتيجه كيان/ ٨٣ اجتماعى و فرهنگى و نظام سياسى و اقتصادى مسلّط بر جامعه است و با فروپاشى كيان اجتماعى و نظام موجود، همه منافع و فوايد از ميان مىرود. از اين رو پيامبرشان صالح (ع) ياد آورى كرد كه خيرات همه از خدايى است كه ايشان را آفريده و بر آباد كردن زمين توانا ساخته است.
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها- اوست كه شما را از زمين پديد آورد و خواست كه آبادانش داريد.» خداست كه ژرف نگرى را در آدمى به وديعه نهاده و او را توانا ساخته و آنچه را در زمين است به تسخير او در آورده، اينها شروط آباد كردن زمين و ايجاد شهرهاست، و نظام فاسد دزد منافع مردم و راهبر ايشان به سوى هلاك است. اگر مردم نظام فاسد را رها نكنند و به راه راست در نيايند شهرشان با فنا رو به رو مىگردد.
فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ- پس از او طلب آمرزش كنيد و به سوى او توبه كنيد كه خداى من نزديك و پاسخگوست.»