تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - برنامه زندان
[٣٩] رابعا: يوسف به دو همتاى زندانى كه رنج و تلاش را ميان خود تقسيم كرده بودند گفت كه بيشتر جنگها و كشاكشهاى اجتماعى و اختلافات ويرانگر همانا نتيجه شرك و بت پرستى است، زيرا هر گروهى خدا را ترك كرده، بت را مىپرستد و از معبودى جز معبود گروه ديگر اطاعت مىكند، هر كدام بت سرزمين و اقليم و قبيله و حزب خود را مىپرستد و بدين سان اختلاف مىكنند.
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ- اى دو زندانى! آيا خدايان متعدد بهتر است يا اللَّه آن خداى يكتاى غالب بر همگان؟» [٤٠] خامسا: بتهايى را كه به جز خدا مىپرستند، واكنشى است از اوضاع و حالات انحرافى فاسد كه در درون اجتماع يا آدمى وجود دارد و قداست يا واقعيّت درستى ندارد.
بت يك سرزمين واكنشى از تنگى افق و كج انديشى و محدوديّت بينش آنجاست و از اين رو نامى است كه آدمى آن را نهاده، نه حقيقتى كه خداوند فرستاده باشد. همچنين است بت وطنى و نژادى و شوونيست و قومى و همه بتهاى باطل، كه نامهاى ساخته انسانها و واكنشى از واقعيّتى فاسدند نه تعبيرى از حقيقت.
ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ- نمىپرستيد سواى خداى يكتا، مگر بتانى را كه خود و پدرانتان آنها را به نامهايى خواندهايد و خدا حجّتى بر اثبات آنها نازل نكرده است.» آرى، نامها و رموزى هم هستند كه برهان و حجّت خدايى را به همراه دارند و قانون الاهى به شمار مىآيند مانند پيامبر، خليفه، صاحبان دانش و عدالت و همه رياستهاى شرعى كه به اجازه و نام خدا نه به اجازه ملّت يا بت از آنها اطاعت مىشود./ ٢٠٣ زيرا ولايت حق و نيز حاكميّت و سرورى و ملكوت از آن خداست. هر حكمى كه به خدا و حاكميّت او باز نگردد، يعنى به اجازه خدا يا به منظور اجراى حكم او نباشد باطل و نابود است.